اخبار ویژه
خانه / درباره زندگینامه ی امام زمان حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه)

درباره زندگینامه ی امام زمان حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه)

جهت دریافت کتاب زندگی نامه امام زمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف روی خط زیر کلیک کنید. و برای دریافت مطالب بیشتر  به ادامه مطالب مراجعه نمائید.

دانلود کتاب زندگی نامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

دانلود جزوه به سوی نور کتابچه ای برای آشنایی نوجوانان با امام زمان (عج)

 

 

 

 

اینفوگرافیک زندگانی امام زمان مهدی موعود علیه السلام

اینفوگرافی زندگانی امام زمان مهدی موعود علیه السلام

اینفوگرافی امام زمان مهدی موعود علیه السلام

 

 

 

اطلاعات عمومی درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 


 

مشخصات ظاهری امام زمان عجل الله فرجه

 

 

یاران امام زمان مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

 

جهت مشاهده اطلاعات نموداری بیشتر به صفحه زیر مراجعه نمائید

امام زمان عجلل الله تعالی فرجه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به سوی نور

مباحثی پیرامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

           تهیه شده در

حوزه دانش آموزی و گروه فرهنگی دبیرستان شهید رجایی منطقه 4

 سال 1378-1380

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چگونگی غیبت امام زمان (عج)  ش 1. 5

برخی از وظایف شیعیان در دوران غیبت  ش 2. 8

«عوامل غيبت»  ش 3. 12

شماره ۴نگاهی به دوران پس از ظهور». 14

شماره ۵   زمینه های حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) 18

«برخي از نشانه‌هاي حتمي ظهور»  6. 21

شماره 7 «فضیلت انتظار فرج». 24

«آزمايش شيعه در دوران غيبت»   8. 27

«شباهت امام زمان(ع) با پيغمبران»(1)  ش9. 30

«شباهت امام زمان(ع) به پيغمبران(ع)» (2)  ش 10. 33

«شباهت امام زمان(ع) به پيغمبران عليهم السلام.»(3)  ش 11. 36

«برخي از ويژگي‌هاي ظاهري حضرت مهدي(ع)»  ش 12. 39

«آشنايي بيشتر با امام عصر»(1)  ش 13. 41

«احاديثي راجع به وضع اجتماع پيش از ظهور»  ش 14. 44

«مهدي موعود(ع) در اديان ديگر جهان»(1)   ش 15. 47

« فوايد دعا براي تعجيل فرج » (1)‌  ش 16. 51

« آشنايي بيشتر با امام زمان عليه السلام (2)‌»  17. 55

ولادت نور  ش 18. 58

«لزوم بهره‌مندي منتظران از دين شناسي بنيادين» ش 19. 60

«امام زمان (عج) در قرآن كريم.»  20. 63

«لزوم آراستگي به عدالت و تقوا در منتظران.»   21. 66

« مهدي(ع)ساحل سبز اميد »   22. 68

« لزوم اصلاح طلبي و ظلم ستيزي در منتظران »  23. 71

لزوم اصلاح طلبي و ظلم ستيزي در منتظران (2)   24؟. 73

«   انتظار   ويرانگر  چيست ؟  » 26؟. 75

« كيفيت بهره وري از امام غائب(ع)»  26. 77

« انتظار سازنده »  27. 80

ِ                «   انتظار   ويرانگر  چيست ؟  » 28. 83

« لزوم اصلاح طلبي و ظلم ستيزي در منتظران »  29. 85

« يالَثارات الحسين » 30. 87

« غيبت كبري ، آزمايش بزرگ » 31. 90

«شباهت امام زمان(ع) با ائمه معصومين عليهم رحمه» ش36. 92

«شباهت امام زمان(ع) با سيد الشهدا امام حسين(ع)» ش37. 95

« قيام زمينه سازان از مشرق » ش38. 98

« امام شناسي و زيارت جامعه » ش39. 101

« مهدي(ع)ساحل سبز اميد ». 104

مسابقه ميلاد نور 107

 

 

 

 

 

 

 

 

تا شماره 7 بجز 3 و 6 چک شد شماره های زیر  بایستی آماده گردد (مهدی در ادیان دیگر  ش 24 فواید دعا برای تعجیل فرج 1 ش 25 دولت جهانگیر  ش 32 یک حکایت 33 نشانه یاران حضرت مهدی عج  ش 34 چند پرسش و پاسخ  ش 35 شناخت و پایداری در عصر غیبت ش 40)

 

 

 

چگونگی غیبت امام زمان (عج)  ش 1

 در باب غیبت حضرت مهدی (عج) روایاتی هست که با دقت در آنها می توان کيفيت غيبت را دریافت و از این طريق به حل بسیاری از اشکالاتی که به نحوه غیبت بر می‌گردد نائل گردید :

الف) مستور بودن :

امام صادق (ع) فرمود: « در صاحب این امر، سنت هایی از پیامبران است : سنتی از موسی، عیسی، يوسف و محمد (ص). سنتی که از موسی دارد ، آن است خائف و منتظر فرصت نشسته است – سنتی که از عیسی دارد ، آن است که درباره او بگویند آنچه درباره عیسی می گفته اند – سنتی که از یوسف دارد ، مستور بودن است . خداوند بین او و مردم حجابی قرار می دهد ، به طوری که او را می بینند ولی نمی شناسند -سنتی که از محمد (ص) دارد ، آن است که هدایت او و سير کننده به سیرت اوست.» (كمال الدین، ج ۲.ص 351)

ب) حضور مستور ومستمر:

در فرازهایی از دعای ندبه می خوانیم:

« بِنَفسي أنت مِن مُغَيَّب لَم يَخلُ مِنّا بنفسي أنت مِن نازِح ما نَزََحَ عَنّا » به جانم سوگند که تو آن نهان شده ای که بیرون از جمع ما نیستی. به جانم سوگند تو آن دور شده ای که از ما دوری نداری).

تعبیر زیبای « نهان شده ای که همیشه با ماست» و « دور شده ای که به ما نزدیک است » ، نوید بخش حضور مستمر امام زمان در جمع شیعیان دارد.

ج) نهانی از دیدگان نه از دلها :

راوی می گوید از امام کاظم (ع) درباره آیه «وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً » پرسیدم. فرمود: « نعمت ظاهر و آشکار امام ظاهر است و نعمت باطن و پنهان امام غائب ». پرسیدم : آیا از امامان ماکسی غائب می شود؟ فرمود :« آری! چهره اش از دیدگان مردم پنهان می شود ، لكن يادش از دلهای مؤمنان غایب نمی شود. » (منتخب الاثر، فصل ۲ ، صفحه ۲۳۹)

د) آگاهی موالیان حقیقی به مکان:

امام صادق (ع) فرمود:« برای حضرت قائم (ع) دو غیبت است : یکی کوتاه و دیگری طولانی. در غيبت اول جز شیعیان مخصوص کسی از جای آن حضرت باخبر نیست و در غیبت دوم، جز دوستان مخصوص و موالیان حقیقی در دین، کسی به مکان او آگاه نیست. » (اصول کافی ، ج ۲، صفحه 141)

ه) کناره گزینی و دوری از مساكن ظالمين :

امام صادق(ع) فرمود: « صاحب این امر ناگزیر از غيبت است و به ناچار در زمان غیبتش گوشه گیری و کناره گزینی اختیار کند.» همچنین خود آن حضرت فرمود :« … بِمَكَانِنَا اَلنَّائِي عَنْ مَسَاكِنِ اَلظَّالِمِينَ… » «…ما اگر چه در اقامتگاه خویش که دور از مساكن ظالمين است به سر می بریم…»

و) گمنامی

امام صادق (ع) فرمود:«آگاه باشید، به خدا سوگند که صاحب این امر از شما غایب گردد و همانا گمنام ماند تا آنجا که گویند: او مُرد، هلاک شد، در کدام دره گم شد؟» (اصول کافی، ج ۲.دوم صفحه ۱۳۸)

ز) راه رفتن در بازارها و پا گذاردن بر فرشهای مردم:

امام صادق (ع) فرمود:« … و چگونه این امت، انکار میکند که خدای عزوجل با حجت خویش همان کند که با یوسف کرد که امام آنان در بازارهایشان راه برود و بر فرش‌هایشان قدم گذارد. اما او را نشناسند تا آن زمان که خداوند به ظهور او اجازه فرماید.» (اصول کافی، ج ۲ صفحه ۱۲4)

ح آگاهی به حال مردم:

امیرالمؤمنین (ع) در منبر کوفه خطبه خواند و در ضمن آن فرمود:« اگر در حال آرامش مردم، پیکر و شخص آن حجت ها، از دیدگان مردم پنهان گردد ، هرگز علم و آگاهی منتشر آنان، از حال مردم منقطع نگردد ، بلکه آداب آنان در دل های مردم ثابت است و مردم به آنها عمل می کنند.»   (اصول کافی، ج ۲، صفحه ۱۳۹)

و این همانست که حضرت مهدی  (ع) فرمود: « لاَ يَعْزُبُ عَنَّا شَيْءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ» هیچ خبری از شما بر ما پوشیده نمی ماند(احتجاج طبرسی توقيع شريف(

امام صادق  (ع) :«مَن مات مِنكم عَلى هذا الأمر منتظرا له كان کَمَن كان في فُسطاط القائم (ع( «هر کس از شما در حال انتظار این امر بميرد، مانند کسی است که در خیمه قائم باشد»

 

 

 

 

برخی از وظایف شیعیان در دوران غیبت  ش 2

شدت فتنه ها و کثرت ابتلائات و انحرافات در زمان غیبت اقتضا می‌کند که پیروان ولایت نسبت به عقیده و عمل خویش تعمق بیشتری کنند. و به وظایف خویش آشناتر و عامل تر باشند. از جمله این وظایف:

الف) تمسک به ریسمان ولایت:

امام صادق (ع) فرمود: «زمانی بر مردم فرا رسد که پیشوایان غایب گردند . زراره پرسید: در آن زمان مردم چه کنند؟ امام صادق (ع) فرمود: «به همان امر ولایتی که دارند چنگ زنند تا برایشان تبیین شود.» (كمال الدین ج ۲ ص 3۵۰)

ب) تمسک به تقوی:

امام صادق (ع) فرمود : «به يقين صاحب این امر را غیبتی هست پس هر بنده ای باید به تقوای الهی روی آورد و به دینش چنگ زند.» (کافی ج ۲ مي 132)

ج) تقیه به عنوان سلاح مقاومت :

امام رضا (ع) فرمود :« کسی که از گناه نپرهیزد دین ندارد و کسی که تقیه نداشته باشد ایمان ندارد. همانا گرامی ترین شما نزد خدا کسی است که به تقیه بیشتر و بهتر عمل کند.» گفته شد: ای فرزند رسول خدا تا کی؟ فرمود : «تا روز وقت معلوم که همان روز ظهور و زمان قیام قائم ما اهلبيت است.» (كمال الدین ج ۲ ص ۳۷۱)

ه) انتظار آگاهانه :

امام صادق (ع) فرمود :«ای ابو بصیر ! خوشا به حال شیعیان قائم ما که در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر می‌برند و در دوران ظهورش به اطاعت ظهورش به اطاعت او روی می‌کنند. آنان اولیای خدا هستند که هیچ ترس و اندوهی بر ایشان نیست.» (كمال الدین ج ۲ ص 357)

و) طلب معرفت و شناخت

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است (میزان الحکمه ج 1 ص ۱۷۱)

به چند نکته باید توجه کرد

با توجه به دعای «اللهم عرفنی نفتک…»

1) معرفت ها را باید از خدا طلبید ۲)شناخت پیامبر تابع شناخت خدا است و شناخت حجت (امام) تابع شناخت پیامبر است 3) عدم گمراهی از دین بدون شناخت حجت تضمین نمیشود.

ص) حزن و اندوه در مصائب غیبت :

در روایات آمده است: از غیبت و مشکلات آن نجات نمی‌یابد مگر کسی که دعاء غریق بخواند. یا چونان انسان گرفتار شده در غرقاب با نهایت بیچارگی و شدت اضطراب خدا را بخواند.

ط) دعا برای فرج :

امام صادق می فرماید هر کس بر بلا شکیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوی خدا باشد از خاصّان به شمار می آید .»

ظ) استقامت :

امام صادق (ع) فرمود :«امر فرج بر شما نمی رسد مگر پس از نابودی نه به خدا سوگند! نمی رسد مگر پس از آنکه بد وخوب از هم جدا شوند نه به خدا سوگند! نمیرسد مگر پس از آنکه در اثر آزمایشات گوناگون خالص و پاک شوید» (کمال الدین ج ص 346)

در دوران غیبت امتحانات الهی یکی پس از دیگری برای مؤمنین پیش می آید و میزان صبر و استقامت افراد سنجیده می‌شود.

ف) محبت:

محبت اساس و پایه دین بلکه مساوی آن است. شاید به همین خاطر است که امام زمان (عج) فرمود: «هر یک از شما باید به آنچه که او را به مقام محبت ما نزدیک می‌کند عمل نماید.» (احتجاج طبرسی ج ۲ ص ۵۹۹)

ق) اشتیاق دیدار :

شوق دیدار یار را شاید نتوان برای همگان یک وظیفه شمرد این وظیفه عاشقی است . در دعای ندبه می خوانیم:

«عَزيز عَلَىَّ أن اَرَی الخَلقَ وَ لا تُرى»

بر من دشوار است که مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی

ک) اطاعت پذیری :

امام صادق (ع) فرمود: «اطاعت و فرمان‌پذیری منتظرین از امام زمان(عج)، افزون تر از، اطاعت و فرمانبری کنیزی از مالک و مولایش است .» (بحار الانوار ج 52، ص ۳۰۸)

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

مولای من

تا کی سرگشته و سرگردان تو باشم؟ مولای من.

تا کی و با چه بیانی تو را بستایم و چگونه نجوا سر کنم. بر من سخت است که از غیر تو پاسخ شنوم و جز تو دلداریم دهد. بر من سخت است که من بر تو بگریم و دیگران تو را وا گذارند. بر من سخت است که سختيها نه بر آنان بلکه بر تو وارد آید.

مولای من!

مقام معظم رهبری (مد ظله):

انتظار فرج و اعتقاد به مهدویت علاوه بر ابعاد منطقی فکری و استدلالی بسیار بارز آن دارای جنبه‌های عاطفی معنوی وایمانی عمیق و بسیار مهمی است. (جمهوری اسلامی  9/11/72 )

امام زمان (ع) فرمود: «نادانان و کم خردان شیعه و کسانی که پر و بال پشه از دینداری آنان برتر و محکمتر است ما را آزار میدهند.»

مهديا با ظلمت شب می ستیزم تا بیایی

بر سر راهت نشینم بر نخیزم تا بیایی

در کنار جاده های پر ز نور انتظارت

آنقدر از دیدگانم اشک ریزم تا بیایی

 

 

 

 

 

«عوامل غيبت»  ش 3

پرسش ها در مورد علت غيبت، نه تنها پس از وقوع غيبت آن حضرت بلكه قبل از آن نيز در زمان پيامبر و امامان گذشته مطرح مي‌شده است. در اين شماره نگاهي مختصر به اين روايات داريم.

امتحان درجه تسليم دربرابر اراده خداوند

امام صادق(ع) فرمودند: « وجه حكمتي كه در غيبت حضرت مهدي(عج) هست جز بعد از ظهورش، معلوم نمي‌گردد، چناچه وجه حمكتي كه در افعال حضرت  خضر بود نسبت به سوراخ كردن كشتي و كشتن پسرك و برپاداشتن ديوار نيمه خراب، براي حضرت موسي (ع) جز وقت جداشدن آن دو ظاهر نگشت» (كمال الدين، ج 2 ، ص 482)

در هر حال آنچه مطلوب است تسليم در برابر اراده الهي است كه اين غيبت را تقرير فرموده است.

2)           بيم از كشته شدن: 

امام صادق (ع) فرمدند: « براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي هست» زراه مي‌گويد پرسيدم: چرا؟

فرمودند: « يخافُ عُلَي نَفْسٍهٍ الذّبحُه. از كشته شدن خويش مي‌ترسد.»زيرا كه كشته شدن حضرت مساوي است با نابودي اسلام بنابراين تا خطر كشته شدن امام هست ظهور صورت نمي‌گيرد.

3)آماده شدن شرايط براي محو سلطه مستكبران:

حضرت مهدي(ع) فرمودند: « هيچكدام از پدران من نبودند مگر آنكه بيعت طاغوت دورانش اجباراً بر عهده‌اش نهاده شد، اما من در زمان ظهورم، در حالي قيام مي‌كنم كه بيعت هيچ يك از طواغيت بر گردنم نيست.»(منتخب الاثر، ص 267)

4)آزمايش مردم در ميزان ايمان به امامت:

پيامبر (ص) مي‌فرمايد: « او- ‍مهدي(ع)- كسي است كه از شيعيان و دوستان خود غايب مي‌گردد، غيبتي كه در آن، كسي بر اعتقاد به امامت و ولايت او استوار نمي‌ماند مگر آن كس كه خداوند قلبش را به ايمان امتحان كرده باشد.»(منتخب الاثر، ص 101)

5) آزمايش مؤمنان به سختي‌ها و شدايد روزگار:

امام صادق (ع) فرمودند:« صاحب اين امر- حضرت مهدي (عج)- غيبتي دارد كه در آن ، هر كس بخواهد دينش را حفظ كند مانند كسي است كه بخواهد باكشيدن دست بر شاخه‌اي خار، آن را از خار بري سازد.»

6) گناهان و عدم آمادگي مردم:

حضرت مهدي (عج) مي‌فرمايد:« اما چگونگي بهره وري از من در دوران غيبتم چونان بهره بردن از خورشيد است كه زماني كه ابرها آن را از ديدگان ، مستور مي‌دارند.»   (بحار الانوار، ج 52 ، ص 263)

خورشيد به خودي خود عين ظهور است. اين ابرها هستند كه چهره جان فروز آن را از ديدگان مخفي مي‌كنند . مردم با گناهان خود و عدم آمادگي براي قبول حكومتش، سبب غيبت هستند.

7) جريان سنت الهي:

اما صادق(ع) فرمودند: « وجه حكمت در غيبت او، همان وجه حكمت در غيبت‌هايي است كه توسط حجت‌هاي الهي پيش از او صورت گرفته است.»(بحار الانوار  ج 52  ص 91)

چناچه امام صادق (ع) فرمودند:« سنت‌هاي پيامبران نسبت به غيبت‌هايي كه بر ايشان پيش آمد، همگي به طور تمام و كمال در مورد قائم ما اهل بيت ، اتفاق مي‌افتد.»

 

 

 

 

 

شماره ۴نگاهی به دوران پس از ظهور»

 

۱) حاکمیت اسلام در سراسر هستی 

امام صادق (ع) می فرماید: «زمانی که حضرت قائم (ع) قیام کند، هیچ سرزمینی نماند مگر اینکه ندای شهادتینلا اله الا الله ، محمد رسول اللهدر آن طنین اندازد (بحار الانوار، ج ۵۲، ص۳۴۰)

۲) اقامه کامل حدود الهی: 

امام کاظم (ع) در تفسیر آیه شریفه «یحیی الارض بعد موتها» با اشاره به قیام حضرت مهدی (ع) فرمودندمراد این نیست که خدا زمین را با باران زنده می کند، بلکه خداوند مردانی را بر می انگیزد که زمین را با احیای عدالت و اقامه حدود الهی زنده می سازند (میکال المكارم ، ج ۱، ص ۸۱(

۲) احیای قرآن معارف قرآنی: 

امیرالمومنین (ع) با اشاره به قیام حضرت مهدی (ع)  فرمودندگویا شیعیان ما اهل بیت را می بینم که در مسجد کوفه گرد آمده و خیمه هایی زده اند و در آنها قرآن را آنچنان که نازل شده به مردم می آموزند.» (بحار الانوار، ج ۵۲ ،ص ۳۶۴)

 ۴) تجدید اسلام: 

امام باقر(ع) درباره سیره حضرت مهدی (ع) فرمود: «آنچه را پیامبر(ص) انجام داد او نیز انجام می دهد، بنیانهای پیشین را در هم میشکند، چنانکه رسول خدا(ص) امر جاهلیت را در هم شکست و او اسلام را دوباره از سرمی گیرد» ( میکال المکارم ،ج۱، ص۵۷)

 ۵) كمال دانش و معرفت: 

امام باقر (ع) می فرمایدزمان حضرت مهدی (ع) به دانش و حکمت دست می یابد تا آنجا که زن در خانه اش بر اساس  کتاب خدا و سنت رسول خدا قضاوت می کند» بحار الانوار، ج ۵۳، ص 352)

ويا ، امیرالمومنین (ع) فرمودند: «دانش در دل های مؤمنین انداخته می شود، در آن زمان مؤمن، نیازی به دانش برادر ایمانی خویش پیدا نمی کند»  (بحار الانوار، ج ۵۳، ص 86)

۶) رشد عقلی 

  امام باقر(ع) فرمودند: «آن زمان که قائم ما قیام کند، خدا دستش را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله عقول آنان را جمع کند و سامان بخشد و فکر و اندیشه آنان را کامل گردانداور منتخب الاثر، فصل ۷ ص ۴۸۳)

۷) امنیت و آسایش: 

 از صحف ادریس(ع) نقل شدهدر زمان خروج قائم آل  محمد (ص) امنیت به زمین بخشیده می شود، ضرر رسانیدن و ترس از یکدیگر از بین می رود. درندگان و حیوانات اهلی بین مردم زندگی می کنند و برخی از آنان برخی دیگر را آزار نمی رسانند  بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۸۴)

یگانگی و اتحاد و محبت: 

امیر المومنین(ع) فرمودند: «خداوند به وسیله حضرت مهدی (ع) بین دل های مخالف، الفت و دوستی ایجاد می کند (مکیال المکارم ،ج۱،ص ۵۲)

۹) تطهیر زمین از گناه: 

 امام صادق (ع) در بیان حال مردم پس از ظهور می فرماید:  « در زمین به نافرمانی خدا نمی پردازند (منتخب الاثر، ص۴۹۷)

۱۰) گسترش عدالت و رفع ستم

رسول خدا(ص) فرمودند: «مهدی (ع) از فرزندان من است. او را غیبتی هست، زمانی که ظهور کند زمین را عدل و قسط پر سازد چنان که ظلم و جور پرشد باشد (ینابیع الموده، ص ۴۴۸)

 

بقية الله خير لکم إن كنتم مؤمنین  

 

 

ای مخزن سِر کردگار، ادرکنی 

ای هم تو نهان و آشکار، ادرکنی 

بگزیده برای خویش هر کس یاری 

ای در دو جهان مرا تو یار، ادرکنی 

 

ای آشنای دل های سوخته

ای صداقت آسمان دل! بی تو دیگر باران، وجودمان را و روشن نمی کند و گردوغبار را از وجودمان نمی زداید و هر چه می باردآری! بدون تو دنیا زمستانی است، سعادت هیچ گاه به زندگیمان سَرَک نمی کشد و همه چیز رو به سیاهی و تباهی می رود.

هر صبح و شام منتظرم که بیایی ، اما اگر تو را نبینم و بمیرم،… نه !

تو خواهی آمد و دست و نوازش بر سر بچه یتیمانی میکشی که از شدت گرسنگی و تشنگی و سرما و گرما و غم و اندوه، چاره ای جز گریستن ندارند تو آغوش خود را برای دردمندانی که غم دوری تو را چشیده اند باز می گذاری و شانه هایت جایگاه اشکهای دیدگان خسته از فراق می شود و با نگاه پر ز مهرت دل و جان سوختگان هجران را آرامش میدهی

 به امید آن روز… 

 

 

حضرت آیت اخامنه ای (مدظله) «قانع نشدن به وضع موجود و تلاش فزاینده و مستمر در انجام اعمال نیک و خیر، یک بُعد از انتظار است

روزنامه جمهوری اسلامی، ۶۹ / ۱۲ / ۱۲ 

 

برهم زنید یاران این بزم بی صفا را 

مجلس صفا ندارد بی یار مجلس آرا 

بر دوست تكیه باید ، بر خویشتن نشاید 

موسی صفت، بیفکن از دست خود عصارا 

بیگانه باش از خویش وز خویشتن میندیش 

جز آشنا نبیند دیدار آشنا را 

اي هر دل از تو خرم ، پشت و پناه عالم 

بنگر دچار صد غم، یک مشت بینوا را

اللهم عجل لولیک الفرج» | 

 

 

 

 

 

شماره ۵   زمینه های حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

با مراجعه به احادیث می‌توان شرایط تحقق این حکومت همراه با تمدن عظیم انسانی را به شرح زیر بیان کرد: 

الف) آمادگی جهانیان:

نخستین شرط ظهور امام و پی ریزی چنین حکومتی آمادگی جهانیان برای پذیرش حکومتی است. گذشت زمان و به بن بست رسیدن بشر در بسیاری از مشکلات و یأس و نومیدی انسان از سازمان ها و تشکیلات مادی، جامعه انسانی را برای پذیرش آن، آماده می سازد و یکی از نشانه های یأس و نومیدی انسان ، از چارہ جوئی سازمان های مادی، همان است که در روایات اسلامی به طور متواتر وارد شده که پیش از ظهور امام، روی زمین را جور و ستم فرا می گیرد و فشار ظلم و تعدی بر دوش انسانها سنگینی می کند

ب) تکامل خرد و اندیشه اندیشه انسانی:

 پی ریزی یک حکومت واحد جهانی و برقراری حکومت عدل و داد در کلیه شئون، به زور سر نیزه و آتش توپ و تانک، امکان پذیر نیست، هر چند هر نوع حکومتی، بی نیاز از قوه و قدرت نمی باشد اما در عین حال تنها قدرت و قوه اجرایی نیرومند قادر بر قلع و فساد و گسترش عدل و داد نیست، بلکه باید جامعه اسانی از نظر عقل و خرد و بینش به پایه ای برسد که طبعأ خواهان برقراری حکومت حق و قانون و طرد و نابودی ظلم و طغیان گردد. چناچه امام باقر) ع) در حدیثی تصریح فرمود: «

اذا قام قائمنا وضع الله يده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم.»

آن گاه که قائم ما قیام کرد، خداوند دست رحمت و قدرت او را بر سر بندگان می گذارد و به وسیله او خرد و اندیشه های انسانی به تکامل می رسد.» (کافی، ج ۱، ص ۲۵(

ج) تکامل صنایع:

 حکومت واحد جهانی بدون تکامل صنعت، بالاخص بدون وسیله ارتباط جمعی امکان پذیر نیست، زیرا حکومتی که میخواهد ندای الهی را به اقصی نقاط جهان برساند، همه مردم جهان را از پیام خود آگاه سازد، نمی تواند جدا از تکامل صنایع و وسایل ارتباط جمعی صورت پذیرد. امام صادق (ع) در حدیثی فرمودند: «ان قائمنا اذامدالله لشيعتنا في اسماعهم و ابصارهم حتى لا يكون بينهم و بين القائم برید، بكلمهم فيسمعون و ينظرون اليه وهو في مكانه.» «آنگاه که قائم ما قیام کند، خداوند بر قدرت شنوایی و بینایی شیعیان، گسترش می بخشد، فاصله میان آنها و قائم را از میان بر می دارد، امام با آن ها  سخن می گوید و آنان سخنان امام را می شنوند و او را در جایگاه خود می بینند

و باز در حدیث دیگر می فرماید: « مؤمن در زمان قائم که در مشرق زندگی می کند، برادر خود را که در مغرب است می بیند و همچنین کسی که در مغرب زندگی می کند برادر خود را که در مشرق است مشاهده می کند»

د) ارتش انقلابی جهانی:

هیچ حکومتی هر چه الهی و آسمانی باشد بی نیاز از یک قدرت اجرائی نمی باشد، در حکومت مهدی (ع) که به صورت واحد جهانی برقرار میگردد به نیروهای فعال و سازنده و ارتش انقلاب جهانی، نیاز مبرمی است که در راه هدف از همه چیز بگذرد و در نتیجه شجاع تر از شیر و برنده تر از شمشیر باشند. و اگر در برخی از روایات شماره انها سیصد و سیزده نفر و در برخی دیگر دوازده هزار نفر و احیانا پانزده هزار نفر معین شده است اشاره به سران آن ارتش انقلابی دارد که تحت فرمان امام (ع) انجام وظیفه می کنند

 

مولای من:

قرن هاست که گرداب هجران تو ما را درون خویش می کشد و آتش حسرت دیدار تو ما را در شعله های خویش میسوزاند. قرنهاست که چشمان ما بر فراز قله های انتظار در جستجوی روزنه ای برای ره یافتن به شدت زیبای وصال تواَند و قرنها ست که شوق دیدن رخ زیبایت ، قلبهایمان را به طپش وا می دارد. دیگر بی تو تاب نداریم. دیگر بیماری هجران زمین گیرمان کرده است، دیگر رمق در وجودمان نمانده ، دیگر آسمان ابری دلهایمان توان باریدن ندارند، بی تو هرگز سر یاری ندارد. بی تو دیگر گل های باغچه زندگیمان عطر و بو ندارند دیگر هیچ برایمان نمانده است، مگر نخل زیبای امید و انتظار که همچنان با طراوت بر کویر قلبهایمان سایه گسترده است تا به آمدن تو نخل هم ثمر می دهد

رهبر معظم انقلاب

نفس انتظار و امید، به انسان جرأت اقدام و حرکت و نیرو می بخشد.

 

 امام صادق (ع) می فرماید

«امام خود را بشناس. اگر امام خود را شناختی چه ظهور  زودتر اتفاق افتد یا دیرتر، به تو زیانی نمی رسد.»

 تو که از هجر خود آخر جگرم سوخته ای

نه جگر بلکه پا تا به سَرَم سوختهای 

بال و پر نیست که در کوی تو پرواز کنم 

تو چه کردی که چنین بال و پرم سوخته ای 

باز کن گوشه چشمی به سوی سوخته دلان 

کز فراغت به خدا خشک وترم سوخته ای 

 خرمن عمر مرا آتش عشق تو بسوخت 

این چه عشقی است که شام وسحرم سوختهای  

اللهم عجل لولیک الفرج» 

گویند با یک کل سرشار نمی شود، آری  اما با شکفن تو همیشه بهار خواهیم شد

 

 

 

«برخي از نشانه‌هاي حتمي ظهور»  6

با نگاهي به‌ رواياتي كه در اين زمينه وجود دارد به چهار نشانه‌ بر مي‌خوريم كه تقريباً در اكثر روايات حتمي شمرده شده‌اند.

1)خروج سفياني:

اين شخص كه «عثمان بن عنبسه» نام دارد و با خاندان نبوت و امامت و شيعيان دشمني ويژه‌اي دارد، سرخ چهره و كبود چشم و آبله رو و بد منظر و ستمگر است كه امام صادق(ع) فرمود: «هنگاميكه سفياني قيام كرد و به پنج قطعه مسلط شد براي او نه ماه بشماريد (يعني نه ماه حكومت خواهد كرد) آن پنج قطعه عبارتند از: فلسطين،دمشق،اردن،حلب‌وحمص» (غيبت نعماني،ص 357)

2) فرورفتن زمين در بيداء:

سفياني عده‌اي را به مدينه مي‌فرستد و مهدي(ع) از آنجا به مكه كوچ مي‌كند، به ارتش سفياني خبر مي‌رسد كه حضرت به مكه رفت، لشكري در تعقيب آن حضرت مي‌فرستد اما اين لشكر در بيدا به فرمان منادي از جانب آسمان به زمين فرو برده مي‌شود. «يا بيدا ابيدي القوم»

(مكيال المكارم،ج1،ص255)

3) صيحة آسماني يا نداي آسماني:

امام باقر(ع) فرمود:«… آن صدا در ماه رمضان خواهد بود و ترديدي نداشته باشيد در ابتداي روز و در پايان روز صداي شيطان ملعون است كه فرياد مي‌زند: هان كه فلاني مظلوم كشته شد، تا مردم را به ترديد اندازد و گرفتارشان كند،پس آنگاه كه صدا را در ماه‌ رمضان شنيديد ترديدي نداشته باشيد كه آن صداي جبرئيل است و نشانه‌اش آنكه به نام قائم و نام پدرش آوازي سر مي‌دهد…»                               (غيبت نعماني،ص297)

4) كشته شدن نفس زكيه:

مشهور آن است كه نفس زكيه در مكه و ميان ركن و مقام ابراهيم در 25 ذي حجه به قتل مي‌رسدودر روايـتي‌ از امـام‌ صادق(ع)‌ آمـده است:«بين ظهور قائـم

‌آل‌محمد(ص) و كشته شدن نفس زكيه، بيش از پانزده شب فاصله نيست.»                      (كمال الدين،ج2،ص649)

او جواني است كه در مدينه براي ياري و نصرت آل محمد(ص) به پا مي‌خيزد هنگامي كه سپاه سفياني به مدينه مي‌رسد، برادر او را مي‌كشد و وي به حرم امن الهي مي‌گريزد و در آنجا مظلومانه ذبح مي‌شود.

(منتخب الاثر،ص454)

از ديگر علائم‌حتمي‌ظهورمي‌توان‌به ‌مواردزير اشاره كرد:

امام باقر(ع) فرمود:«دو نشاني پيش از قيام قائم(ع) خواهد بود كه از وقتي كه خداوند آدم را به زمين فرود آورد هرگز آن دونشاني اتفاق نيفتاده است: گرفتن آفتاب در نيمه رمضان‌وگرفتن ماه‌در آخر آن.»

(غيبت نعماني،ص 318)

امام صادق(ع):«سالي كه در آن سال، صيحه خواهد شد پيش ازآن در ماه رجـب نشانـه‌اي است. عرض شد: آن چيست؟ فرمود: صورتي در ماه يا(خورشيد) پديد مي‌شود

و دستي بيرون مي‌آيد.»                   (غيبت نعماني، ص295)

امام باقر(ع) فرمود: «آنگاه كه آتشي از جانب خاور (شرق) ديديد كه همچون هردي زرد رنگ و سرخ سهمناك است كه سه روز يا هفت روز سر مي‌كشد به انتظار فرج آل محمد باشيد.»             (غيبت نعماني،ص297)

امام صادق(ع) فرمود:«ناچار بايد پيش از قيام قائم(ع) سالي باشد كه در آن سال مردم گرسنه بمانند و از دو ناحيه ترس و سختي آنان را فراگيرد از كشتار و از كمبود ثروت‌ها و جان‌ها و ميوه‌هاو…» (غيبت نعماني،ص293)

-ظهورسرخي‌آفاق‌گستري‌درآسمان.

(بحار الانوار،ج52/ الارشاد،ج2و…)

-توقف سير خورشيد در آسمان از هنگام ظهر تا نيمه‌هاي عصر.               (الارشاد،ج2،ص373/بحار الانوار،ج52،…)

مرگ‌هاي سرخ و سپيدي كه پيش از ظهور حضرت بسياري از‌ مردمان‌ را هلاك‌ مي‌كند.   (كمال ‌الدين،ج2،ص655)

 

 

 

ای یاور مظلومان!

بر من سخت است که خلق را ببینم و تو از نظر پنهان باشی، و هیچ آوایی حتی صدای آهسته از تو به گوشم نرسد. جانم به فدایت که آرزوی کسی هستی که پیوسته در اشتیاق و تمنای تو است از مرد و زن با ایمان که بایاد تو ناله کنند. بر من سخت است که بلائی تو را احاطه کند نه مرا و از من به تو ناله و شکایتی نرسد! جانم به فدایت که صاحب عظمت و بزرگی هستی که هم پایه ندارد! | تا به کی درباره تو سرگردان باشم ای مولای من

حضرت آیت اخامنه ای (مده):

اگر دنیا را خورشیدی روشن خواهد کرد به این معنی نیست که ما تا آمدن آن خورشید در تاریکی بنشینمروزنامه جمهوری اسلامی 15/1/67)

 

الا یاایها المهدي ، مدام الوصل ناولها 

که در دوران هجرانت، بسی افتاد مشکلها

 چو نور تو تابید ، بر دلهای مشتاقان 

زخود آهنگ حق کردندوبر بستند محملها

دل بی بهره از مهرت، حقیقت را کجا یابد

حق از آیینه رویت ، تجلی کرد بر دلها

اگردانستمی کویت، به سرمی آمدم سویت 

خوشاگر بودمی آگه ، زراه و رسم منزلها 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

شماره 7 «فضیلت انتظار فرج»

در روایات مختلف فضیلت انتظار به طور مکرر بیان شده است که حاکی از اهمیت این موضوع دارد:

امام صادق (ع) فرمودند: «هر کس از شما بر این امر در حال انتظار بمیرد همچون کسی است که در خیمة قائم (ع) بوده باشد.»  (مکیال المکارم، ج ۲، ص ۲۰۶)

امام علی (ع) فرمودند: «انتظروا الفرج و لاتیاسوا من روح الله فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج.» 

منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند نا امید نباشید که بهترین اعمال نزد خدای عزوجل انتظار فرج است.» بحار الانوار، ج 52، ص۱۲۳)

امام باقر (ع) فرمودند: «و بدانید که منتظر این امر همچون ثواب روزه دار و شب زنده دار را دارد و هر کس دوران قائم ما را دریابد پس با او خروج نماید و دشمن ما را به قتل رساند برای او همچون پاداش بیست شهید خواهد بود و هر کس در رکاب قائم ما کشته شود همچون پاداش بیست و پنج شهید خواهد داشت.»  مکیال المکارم، ج ۲، ص ۲۱۳)

امام صادق(ع) فرمودند: « همانا به خدا سوگند ای عمار کسی از شما بر این حالی که در آن هستید انتظار فرج) نمیرد مگر آنکه نزد خداوند از بسیاری از کشته شدگان در بدر و احد برتر باشد پس شما را مژده باد.»  (مکیال المکارم، ج ۲، ص۲۱۳)

امام صادق (ع) فرمودندالمنتظر لامرنا كمتشحط بدمه في سبيل الله» کسی که چشم انتظار حاکمیت ما باشد، مانند مجاهدی است که در راه خدا به خون غلطیده باشد.»  (كمال الدين، ص۶۴۵)

حضرت ابوالحسن الرضا)ع) فرمودند: « چقدر خوب است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیده ای که خدای عزوجل فرموده (و ارتقبوا أني معكم رقيب: و در انتظار باشید که من هم با شما منتظرم(

 (فانتظروا اني معكم من المنتظرین: پس انتظار بکشید که من باشما از منتظرانم)

پس بر شما باد به صبر، به درستی که گشایش پس از نا امیدی می آید، البته آنانکه پیش از شما بودند صبورتر از شما بودند» (مکیال المکارم ج 2، ص ۲۰۶)

امام صادق(ع) فرمودندنزدیکترین حالات بندگان خدای عزوجل و بیشترین خشنودی او از آنان هنگامی است که حجت خداوند را نبینند و بر ایشان آشکار نشود و از آنان پوشیده بماند که جای او را ندانند و در عین حال میدانند که دلایل و نشانه های الهی از بین نرفته است که آن هنگام باید هر صبح و شام منتظر فرج باشند.»  (مکیال المکارم، ج ۲ ص ۲۱۲)

«… الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ما يرى من الأذى و الخوف ، هو غدا قي زمرتنا: آیا نمی دانی که هر کس چشم به راه دولت ما باشد و بر اذیتهاو ترسها که می بیند صبر پیشه کند، فردا(ی قیامت) در جمع ما خواهد بود.» کافی، ج 8 ص ۳۶)۔ 

امام صادق (ع) می فرمایدهر کس از شما در حال انتظار ظهور حاکیمت دین خدا بمیرد، مانند کسی است که در خیمه قائم(ع) باشد، نه بلکه مانند کسی که در رکاب او با شمشیرش بجنگد، نه به خدا سوگند بلکه مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا(ص) شهید شده باشد.»  (بحار الانوار، ج 52، ص۱۲۶)

امام صادق (ع) می فرماید:« …. در روزگار غيبت هر صبح و شام منتظر فرج باشید…» (اصول کافی، ج ۱ ص 333)

زآتش دل میسوزم و در سیل اشکم غوطه ور

کس غریقی همچومن، دیده زاتش شعله ور؟ 

شوق روی انورت آرد شگفتیها به بار 

از ظهور طلعتت گردد زمستانها بهار 

وقت است که باز آیی 

 

 

 

 

«آزمايش شيعه در دوران غيبت»   8

در دوران غيبت امام عصر(عج) مردم مسلمان و به خصوص شيعه مورد امتحانات سختي قرار مي‌گيرند. تا آن جا كه در حديث آمده است:« دين نگهداشتن در عصر غيبت بسان آتش سرخ در كف نگهداشتن است.» (مكيال الكارم،ج2،ص12)

در سوره بقره آيه 155 آمده است:«و لنبلونكم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات.»«و البته شما را به گونه‌هايي از ترس وگرسنگي و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعي بيازمائيم.»

مصداق اين آيه به وضوح در جوامع بشري قابل رويت مي‌باشد. اما بايد دانست كه در اين كوران آزمايشات شيعيان مخلص و واقعي امام عصر(عج) باقي خواهند ماند تا امام زمان(ع) با تكيه بر آن ها بتواند جامعه مهدوي و دولت جهاني خود را تشكيل دهد.

در حديثي آمده است:

«مردم غربال خواهند شد و جز تعداد اندكي از آن بيرون نخواهند آمد.»  (مكيال المكارم،ج2،ص12)

در احاديثي ديگري از امامان معصوم(ع) اين امتحانات تشريح شده است.

درحديثي امام باقر(ع) فرمودند:«اي شيعه آل محمد(ص)، حتماً بايد پاك شويد همچون سرمه كه در چشم پاك مي‌شود كه آدمي داخل شدن سرمه را به چشمش مي‌فهمد، ولي نمي‌فهمد كه كي از چشم‌او‌بيرون‌مي‌رود و اين چنين خواهد شد كه مردي صبح مي‌كند در حالي كه بر جاده امامت ماست و شب مي‌كند در حالي كه از راه به در شده است و شب مي‌كنددر حالي كه بر جاده امامت ماست و صبح مي‌كند در حالي‌كه از‌راه‌به‌در شده است.»         (غيبت نعماني،ص243)

امام صادق(ع) فرمودند: از عرب به همراه قائم(ع) اندكي خواهد بود. به آن حضرت عرض شد: از عـرب افـرادي كه اين امر را توصيف مي‌كنند( معتقد به امامت و غيبت هستند) فراوانند. فرمودند: به ناچار بايد مردم پاك شوند و جدا شوند و غربال گردند و خلق فراواني از غربال به در خواهند رفت.»                         (غيبت نعماني، ص 240)

يكي از ياران امام صادق(ع) خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: من به فدايت به خدا قسم من تو را دوست مي‌دارم و دوستان تو را دوست مي‌دارم. اي آقاي من شيعه شما فراوان شده‌اند. حضرت به او فرمودند:«بگو چقدر‌اند؟ گفت: بسيار. امام فرمودند: شماره‌شان را مي‌داني؟ عرض كرد: بيش از شماره است. امام صادق(ع) فرمودند:« اگر آن شماره‌اي را كه توصيف شده است، سيصدو اندي تكميل شود خواسته شما انجام خواهد گرفت…»                          (غيبت نعماني، ص 239)

امام رضا(ع) فرمودند:« آيا مردم چنين پنداشته‌اند كه‌تنها به اينكه گفتند ما ايمان آورديم رها شوند و بر اين ادعا هيچ آزمايش نخواهد شد؟» سپس مرا فرمودند: فتنه چيست؟ عرض كردم: فدايت شوم به نظر ما فتنه عبارت است از گرفتاري در دين. فرمود: گرفتار مي‌شوند همانطور كه طلا (در بوته) آزمايش مي‌شوند. سپس فرمودند: خالص مي‌شوند همانطور كه طلا خالص مي‌شود.» (غيبت نعماني،ص238)

از اميرالمومنين علي(ع) در بيان حال شيعيان در آن زمان آمده:« و الله آنچه آرزو داريد نخواهد شد تا اينكه باطل جويان هلاك شوند و جاهلان از هم گسيخته شوند و تقوي پيشگان در امان بمانند- كه بسيار كمند- تا جائيكه براي هر يك از شما جاي پائي نماند و تا آنجا كه از مردار نزد صاحبش هم در نظر مردم بي ارزش‌تر شويد.» (الزام الناصب، ص229)

بايد دانست كه كار بسيار مشكل در عين حال شيرين مي‌باشد اما هر يك از ما بايد راهي كه با تمسك به آن از اين آزمايشها سر بلند بيرون آيـد را يافتـه و با اتكا به‌ آن، موانع متعدد عصر غيبت را پشت سر گذارد. يكي از آن راهها، عشق مي‌باشد. بايد بدانيم كه عشق به مولا و سرورمان امام زمان(ع) مهمترين عامل تهذيب نفس و نيرو گرفتن در اين عصر مادي مي‌باشد.

زندگي بي عشق جان فرسودن است

مرگ حاضر، غايب از حق بودن است

عشق، دشوار را آسان كند، منيت كوه وار را كاه وار سازد و آدمي را از دنياي مادي بر كَنَد.

اما توجه به اين نكته ضروري است كه:

ادعا را آزمايش در پي است

تا هماي بخت بر بام كسي است

«اللهم قونا علي طاعته و تبتنا علي مشايعته.»

«خدايا ! ما را بر اطاعت از او نيرومند ساز و از پيروي از او ثابت قدم.  

 

 

انتظار ايستادگي است !

او اگر چه غايب است، اما قائم است، قائم است و ايستاده و مهياري كار، نه بيكار . راكدان و ساكتان و بيكارگان و بي خبران از زمين و زمان را هيچ نسبتي با انتظار و فتح و فرج و بازگشايي هيچ گاه نمي‌تواند بود. دست روي دست نهادن، كار مردان نيست. سرهاي نترس و دل‌هاي بي باك، نه بيم خطر كردن و از دست رفتن را دارند و نه نگراني زيان ديدن و از دست دادن را ! انتظار خطر پذيري است نه انزوا !!  

 

 

 

«شباهت امام زمان(ع) با پيغمبران»(1)  ش9

شباهت به نوح(ع):

«از امام صادق(ع) و امام هادي (ع) روايت است كه نوح(ع) دو هزار و پانصد سال عمر كرد. و حضرت قائم(ع) نيز تا كنون افزون بر هزار و صد و شصت و هفت سال عمر كرده‌اند.»              (مكيال مكارم ج1،ص199)

-نوح(ع) زمين را با سخن خود از كافرين پاك كرد و گفت«پروردگارا بر روي زمين ديار البشري از كافران قرارنده»                                    (سوره نوح، آيه 26)

قائم (ع) نيز زمين را از وجود كافرين پاك مي‌گرداند تا جائيكه هيچ اثري از آنها نمي‌ماند.

فرج نوح واصحابش راخداوندآنقدربه‌تأخيرانداخت‌تا اينكه بيشتر معتقدين به آن حضرت برگشتند. فرج قائم (ع) را نيز خدا آنقدر به تأخير مي‌اندازند كه بيشتر معتقدين به امام عصر (عج) از او بر مي‌گردند.      (كمال الدين،ج2،ص385)

-نداهاي نوح به شرق و غرب عالم مي‌رسيد و اين يكي از معجزات آن حضرت بود در حالي كه قائم(ع) نيز به هنگام‌ظهوربين‌ركن‌و‌مقام‌درمكه‌مي‌ايستد‌وفريادي برمي‌آورد كه‌تمامي عالميان‌مي‌شنوند. (بحار الانوار، ج53، ص 7)                      

شباهت با ادريس(ع):

ادريس (ع) جد پدر نوح (ع) است كه خداوند او را به جايگاه بلندي در آسمان بالا برد. در مجمع البيان از مجاهد نقل شده كه گفت:«ادريس به آسمان بالا برده شد، همانطور كه عيسي(ع) به آسمان برده شد، در حالي كه زنده  بود و نمرده بود؛ ديگران گفته‌اند: بين آسمان چهارم و پنجم قبض روح شد.»       (مجمع البيان ج6،ص519) امام عصر(ع) نيز توسط خدا به جايگاه والايي به آسمان برده شد.

-غيبت ادريس(ع) به طول انجاميد به حدي كه پيروان او در سختي و فشار و مشقت واقع شدند. قائم(ع) نيز غيبتش طولاني مي‌شود تا جائيكه شيعيان امام عصر(ع) به منتهاي سختي و فشارواقع‌شوند.  (مكيال المكارم، ج1،ص202)

-وقتي غيبت ادريس(ع) طولاني شد مردم بر توبه اتفاق كردند و خدا هم ادريس را ظاهر ساخت. امام زمان (ع) نيز همين طور است كه اگر مردم توبه كرده و تصميم به ياريش داشته باشند، امر ظهور تحقق مي‌پذيرد. شباهت به هود(ع):

خدا كافرين در زمان هود (ع) را به وسيله باد عقيم هلاك كرد. چنانچه خداوند مي‌فرمايد: «فارسلنا عليهم الريح العقيم ماتذر من شي اتت عليه الا جعلته كالرميم.»  (سوره ذاريات، آيه 42و 41)

امام‌زمان(ع) نيزچنان‌است‌كه‌خداوندمتعال‌باظهوراو،جمعي ازكافرين‌رابا بادسياهي‌نابودمي‌كند. (مكيال الكارم،ج1،ص203)

شباهت به صالح(ع):

 صالح(ع) مدتي از قومش غايب شد. در آن حال جواني خوش هيكل و خوش اندام بود. اما بعد از ظهورش به سبب پيري مردم درباره او سه دسته شدند: اهل يقين،  اهل شرك و اهل انكار. در مورد امام زمان(ع) نيز چنين است كه آن حضرت به صورت جواني كمتر از چهل سال ظهور مي‌كند و اهل انكار را مي‌كشد و اهل يقين از امام زمان(ع) علامت مي‌خواهند و بعد با او بيعت مي‌كنند.                                 (مكيال المكارم ج1،ص204)

شباهت به شيث(ع):

 شيث(ع) اجازه نيافت كه علم خود را آشكار كند، همانطور كه امام زمان(ع) نيز اجازه نيافته تا روز و وقت معين. درباره امام زمان(ع) گفته شده: هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت ، دو انگشت سبابه‌اش را به سوي آسمان بلند ‌كرد و عطسه‌اي زد و گفت: الحمد الله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله. ستمگران پنداشته‌اند كه  حجت خدا باطل و نابود است، و حال آنكه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شك از بين مي‌رود.         ( كمال الدين ، ج 2، ص430)

شباهت به هابيل(ع):

نزديكترين و خويشاوندترين افراد، هابيل را كشت يعني برادرش. همچنين قصد كشتن امام عصر(عج) را نزديكترين و خويشاوندترين افراد يعني عموي آن حضرت، جعفر كذّاب داشت.         (مكيال المكارم  ،ج1،ص198)                            

شباهت به يعقوب(ع):

يعقوب (ع) براي يوسف(ع) آنقدر گريست تا اينكه چشمانش از اندوه سفيد شد در حالي كه خشم خود را فرو مي‌برد.  (سوره يوسف، آيه 84)                                             

امام زمان(ع) نيز براي جدش امام حسين(ع) بسيار مي‌گريد و در زيارت ناحيه فرمودند:« و لا بكين عليك بدل الدموع دماً.»يعني: به جاي اشك بر تو خون مي‌گريد.                                    (بحار الانوار، ج1،ص320)

-يعقوب(ع) منتظر فرج بود و مي‌گفت:«الا تياسوامن روح الله انه لا يياس من روح الله الا القوم الكافرين»

امام زمان(ع) نيز منتظر فرج است.

شباهت به يونس(ع):

يونس(ع)پس از غيبتي كه داشت در سن پيري، ولي در قافيه جواني به سوي قومش برگشت. امام زمان(ع) نيز همين گونه است.              (كمال الدين، ج1،ص327)

شباهت به يحيي(ع):

يحيي(ع) در شكم مادر سخن گفت. قائم(ع) نيز در شكم مادر سخن گفت و سوره قدر را قرائت كرد.      (كمال الدين، ج2،ص428)

 

 

 

 

 

 

 

 

«شباهت امام زمان(ع) به پيغمبران(ع)» (2)  ش 10

شباهت به لوط(ع):

فرشتگان براي ياري لوط نازل شدند.«قالو يا لوط انا رسل ربك لن يصلوا اليك»                 (سوره هود، آيه 81)

يعني: گفتند اي لوط همانا ما فرستادگان پروردگارت هستيم. هرگز دست آزار آنان به تو نمي‌رسد.

قائم(ع) نيز فرشتگان براي ياري او فرود خواهند آمد.

شباهت به يوسف(ع):

يوسف(ع) زيباترين اهل زمان خود بود. حضرت حجت(ع) نيز زيباترين اهل زمان خود مي‌باشد با چهر‌ه‌اي بسان ماه شب چهارده.

هر كجا مي‌گذرم وصف جمالش شنوم

هر كجا مي‌نگرم شمع رخش در نظر است

يوسف(ع) مدتي طولاني غايب شد تا اينكه برادران بر او وارد شدند و يوسف آنها را شناخت اما برادران او را نشناختند                     (سوره يوسف، آيه 88)

امام زمان(ع) نيز از خلق غايب است، اما در عين حال در ميان مردمان راه مي‌رود و آنان را مي‌شناسد ولي مردم امام زمان(ع) را نمي‌شناسند. پس بايد دانست كه هر لحظه امكان دارد در محضر آقا باشيم. پس در اعمال خود دقت كنيم!

-شيخ صدوق در كمال الدين از امام باقر(ع) روايت كرده:«در صاحب اين امر شباهتي (سنتي) از يوسف(ع) هست‌وآن‌اينكه‌خدا‌در‌يك شب امر او را اصلاح مي‌كند.»

پس همه ما بايد خود را نزديك ظهور بدانيم و اين احتمال را بدهيم كه فردا ممكن است روز ظهور باشد. اين حالت اميد و انتظار را در آدمي بوجود مي‌آورد.

شباهت به شعيب(ع):

شعيب(ع) در قوم خود گفت:«بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤمنين» امام زمان(ع) نيز هنگامي كه خروج مي‌كند به كعبه تكيه مي‌زند و سيصد و سيزده نفر به نزدش حاضر مي‌شوند و اولين سخني كه به زبان مي‌آوردند ايـن آيـه (سوره هود آيه 86) خواهد بود.

-شعيب(ع)، تذكيب كنندگانش به آتشي كه از ابري كه بر آنها سايه افكنده بود بيرون مي‌آمد ، سوختند. چنانچه خداوند متعال مي‌فرمايد:«فكذبوه فاخذهم عذاب يوم الظله انه كان عذاب يوم عظيم.»

قائم (ع) نيز تمام بتها و معبود‌هاي غير از خدا را در زمان ظهورش خواهد سوخت.

شباهت به يوشع(ع):

-يوشع(ع) پس از وفات موسي(ع)، منافقان امت آن حضرت با او جنگ كردند. قائم(ع) نيز، منافقان اين امت با او جنگ خواهند كرد.

-يوشع(ع)، خورشيدبرايش‌بازگشت.قائم(ع)نيزباماه‌وآفتاب‌ سخن‌مي‌گويد وآنهاراصدامي‌زند وآنهابه‌او پاسخ مي‌دهند.

شباهت به حزقيل(ع):

 خداوند متعال،مردگاني را براي حزقيل(ع) زنده مي‌كرد. براي امام زمان(ع) نيز چنين  خـواهد بـود كـه بـراي او   مردگاني از مؤمنين و كافرين‌ومنافقان‌را زنده‌خواهد كرد.

 شباهت به داود(ع):

خداوند داود (ع) را در زمين خليفه قرار داد و فرمود:«يا داود انا جعلناك خليفه في الارض.»         (سوره‌ص، آيه 26)

قائم(ع) را نيز خداوند خليفه در زمين قرار مي‌دهد:«امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض»  (سوره نمل،آيه 62)

-خدا آهن را براي داود(ع) نرم كرد، كه در قرآن آمده:

« و النا له الحديد.»     (سوره سباء،آيه 10)

قائم(ع) نيز خداوند آهن را برايش نرم خواهد نمود.

-سنگ با داود(ع) سخن مي‌گفت صدا مي‌زد: اي داود مرا بگير و جالوت را با من به قتل برسان. حضرت حجت(ع)نيز،علم‌وشمشيرش‌او‌را صدا مي‌كنندومي‌گويند: اي ولي خدا خروج كن و دشمنان خدا را به قتل برسان.

-داود(ع)به الهام‌ درميان‌مردم‌حكم ‌مي‌كرد.امام زمان(ع)

نيز به حكم داود قضاوت مي‌كند و از شاهد نمي‌پرسد و نيازي به آن ندارد.

شباهت به آصف:

-آصف علمي از كتاب را داشت. قائم(ع) نيز علوم كتاب نزدش هست.

-آصف، با غيبتش ابتلاء و گرفتاري بني اسرائيل سخت و شديد شد.قائم(ع) نيز با غيبتش گرفتاري و ابتلاي مومنين شدت يافته است.

شباهت به عزير(ع):

عزير(ع) هنگاميكه به سوي قومش بازگشت و در ميان آنها ظاهر شد و تورات را آنطور كه بر موسي(ع) نازل شده بود خواند. امام زمان(ع) نيز هنگاميكه ظهور نمايند براي اهل زمين قرآن را آن چنان كه بر حضرت محمد(ص) نازل شده خواهند خواند

چه خوش‌است‌صوت قرآن،زتودلرباشنيدن

به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن

 

 

 

 

«شباهت امام زمان(ع) به پيغمبران عليهم السلام.»(3)  ش 11

شباهت به موسي(ع):

امام باقر(ع) در بيان حضرت قائم(ع) به جمعي از پيامبران فرمود:«… و اما روش موسي(ع) ترس مداوم و طول غيبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شيعيان بعد از او بر اثر آزار و خواري كه از دشمنان ببينند تا آنگاه كه خداي عزوجل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را ياري كند و بر دشمنش تأييد نمايد.»         

                (كمال الدين.ج1،ص327)

-موسي(ع)، خدا درباره‌اش مي‌فرمايد:« ما به موسي(ع) كتاب‌را ‌داديم‌پس‌در‌آن‌اختلاف‌شد.»         (سوره هود،آيه 110)

امام زمان(ع) نيز همينطور، در كتابي كه با اوست- كه اميرالمومنين(ع) جمع كرد يعني همان قرآني كه نزد حضرت حجت(ع) هست – اختلاف مي‌شود.

(مكيال المكارم،ج1،ص229)

-موسي(ع)چون‌دستش را برمي‌آورد،مي‌درخشيدوسفيدي   آن بينندگان را خيره مي‌ساخت.          (سوره اعراف، آيه 108)

قائم(ع) نيز نورش مي‌درخشد تا جائيكه مردم از نور آفتاب و ماه بي‌نياز شوند.

-خداوند به منظور امتحان قوم موسي ظهور آن حضرت را تأخير انداخت تا كساني كه گوساله مي‌پرستيدند از كساني كه خدا را مي‌پرستيدند جدا شدند.قائم(ع) نيز خداوندبه‌همين‌ منظورظهورش را به تأخير انداخته است.

  شباهت به هارون(ع):

هارون(ع) را خداي متعال به آسمان برد و سپس بار ديگر به زمين باز گرداند. قائم(ع) نيز بعد از ولادت به آسمان بالا برده شدو سپس‌به‌سوي زمين بازگردانده شد.

-هارون(ع) از راه دور سخن موسي(ع) را مي‌شنيد. هم چنين موسي(ع) سخن هارون را از راه دور مي‌شنيد.

در مورد امام زمان(ع) هم همين طور است.  امام صادق(ع) مي‌فرمايد:«آن هنگام كه قائم ما قيام كند خداوند عزوجل در گوش‌ها وچشم‌هاي‌شيعيان ما خواهد  

 

 

افزود به طوري كه بين آنها و حضرت قائم(ع) پستي نخواهد بود، با آنها سخن مي‌گويد و آنها مي‌شنوند و به او نگاه مي‌كنند در حالي كه در جاي خودش باشد.»

(روضة كافي، ج8،ص240)

شباهت به سليمان(ع):

داود(ع) سليمان را جانشين خود كرد در حالي كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود. قائم(ع) را هم خداوند در كودكي در سن تقريباً پنج سالگي به امامت رسانيد.

سليمان(ع) به خداوند گفت:«خدايا به من ملكي عنايت كن كه براي هيچ كس بعد از من شايسته نباشد.»

(سوره ص،آيه 35)

امام‌‌زمان(ع) نيز خدا به او ملكي مي‌دهد كه مابين شرق‌ و‌غرب‌رامي‌گيردوعدالت‌محض‌حاكم‌برآن‌مي‌شـودچون‌كه

‌حكومتش‌تمام‌اهل‌آسمان‌ها‌وزمين‌راشامل مي‌شود.

-خداوندباد رادرتسخير‌سليمان(ع)قرارداده‌بود:« فسخرنا له الريح تجري بامره رخاءحيث اصاب.»    (سوره‌ص، آيه 36)

            قائم(ع) نيز خداوند باد را در خدمتش مي‌دهد.

امام صادق(ع) فرمود:«خداوند تبارك و تعالي بادي را بر انگيزد كه در هر بيابان نداكند: اين مهدي است كه به قضاوت داود و سليمان قضاوت مي‌كند و بينه نمي‌خواهد.»   (كمال الدين، ج2،ص671)

-سليمان(ع) آفتاب برايش بازگشت. قائم(ع) نيز آفتاب و ماه را مي‌خواند و آنها او را پاسخ مي‌دهند.

شباهت به دانيال(ع):

دانيال مدتي مديد از بني اسرائيل غايب بود و در چاهي بزرگ او را شيري درنده زنداني كرده بود كه در غيبتش، گرفتاري شيعيانش شديد شد. قائم هم از نظر ما غايب شده و باغيبتش گرفتاري ما بسيار فراوان شده است.

شباهت به جرجيس(ع):

خداوند براي جرجيس(ع) مردگاني را زنده مي‌كرد. قائم(ع) نيز خداوند متعال مردگاني را برايش زنده خواهد كرد.

شباهت به عيسي (ع):

-عيسي(ع)مي‌فرمود:«من‌ به ‌شما خبر مي‌دهم ‌آنچه مي‌خوريد و آنچه‌ در خانه‌هايتان ‌ذخيره ‌مي‌كنيد.»

 (سوره‌آل عمران،آيه 49)

امام‌زمان(ع)نيز برتمامي‌كارهاي‌ريزودرشت‌ماآگاهي دارد.

-از امام صادق(ع) در بيان شباهت امام زمان(ع) به حضرت عيسي(ع) نقل شده است كه:«يهود و نصاري اتفاق كردند بر اينكه عيسي(ع) كشته شد ولي خدا آنها را تذكيب كرد. غيبت قائم(ع) نيز همين طور است كه عاقبت اين امت آن را انكار مي‌كند به خاطر طولاني شدن و بعضي خواهند گفت: اصلاًمتولد نشده و بعضي ديگر خواهندگفت: متولد شد ومرد.  (مكيال المكارم،ج1،ص247)

شباهت به خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي(ص):

سخن جامع در اين مورد فرمايش خود پيامبر اكرم است:«مهدي(ع) ازفرزندان‌ من‌است، اسم ‌او اسم‌من، كنيه‌ا‌ش كنيه من، از نظرخَلق‌وخُلق شبيه‌ترين‌مردم‌به‌من است…»

 

 

 

«برخي از ويژگي‌هاي ظاهري حضرت مهدي(ع)»  ش 12

1)شبيه پيامبر(ص):

حضرت مهدي(ع) سيمايي  چون سيماي پيامبر(ص) دارد و در رفتار و گفتار و سيرتش نيز شبيه و مانند اوست.

 (بحار الانوار، ج51، ص39)

امير المؤمنين(ع) روزي به امام حسين(ع) نظر افكنده و به اصحاب خود فرمودند:«در آينده خداوند از نسل او مردي را پديد مي‌آورد كه همنام پيامبر شماست و در ويژگي‌هاي ظاهري و سجاياي اخلاقي به او شباهت دارد.»

2)زيبا و خوش صورت:

زيبايي اگر به اعتدال و تناسب اعضاي چهره، يا به گيرايي نگاه و نورانيت صورت و جذابيت آن باشد، همگي در وجود نازنين يادگار پيامبر(ص) به وديعت نهاده شده است.          (بحار الانوار،ج51،ص36)

3) گشاده پيشاني:

پيشاني بلند و گشاده‌اش  بر هيبت و وقار چهره زيبايش مي‌افزايد ، چنان نوري بر چهره و جبين او پيداست كه سياهي موهاي سر و محاسن شريفش را تحت الشعاع قرار مي‌دهد.               (بحار الانوار،ج51،ص36)

4)ميانه قامت:

قامتي نه دراز و بي‌اندازه و نه كوتاه و بر زمين چسبيده دارد،بلكه‌ اندامش‌معتدل‌و‌ميانه‌است.  (منتهي الآمل، ج2،ص481)

5)داراي دو خال مخصوص:

خالي بر چهره دارد كه بر گونه راستش همچون دانة مشكي ميان‌سفيدي صورتش مي‌درخشد و خالي ديگر بين دو كتفش متمايل به جانب چپ بدن دارد.

(بحار لانوار،ج51،ص41)

صفات ديگر

درباره شمايل ظاهري امام زمان(ع) پاره‌اي صفات ديگر از مجموعة روايات وارده در اين باب مي توان بدست آورد: آن حضرت رنگي سپيد، كه آميختگي مختصري با رنگ سرخ، دارند

از بيداري شب‌ها، چهر‌ه‌اش به زردي مي‌گرايد.

چشمانش سياه و ابروانش بهم پيوسته است و در وسط بيني او بر آمدگي كمي پيداست.

ميان دندانهايش گشاده و گوشت صورتش كم است.

ميان دو كتفش عريض است و شكم و ساق او به امير المؤمنين(ع) شباهت دارد.

در وصف او آمده:«مهدي(ع) طاووس اهل بهشت است، چهر‌ه‌اش مانند ماه درخشنده است و گويا جامه‌هايي از نور بر تن دارد.»         (منتهي‌الآمال،ج2،ص481)

در كتاب خورشيد مغرب در وصف سيماي امام عصر آمده است:

چهره‌اش گندمگون، ابروانش هلالي و كشيده، چشمانش سياه و درشت و جذاب، شانه‌هايش پهن ، دندان‌هايش براق و گشاده ، بينيش‌كشيده و زيبا ، پيشانيش‌بلندوتابنده.استخوان بنديش‌استوارو صخره‌سان دستان و انگشتانش درشت ، گونه‌هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي – كه از بيداري شب عارض شده – بر گونه راستش خالي مِشكي ، عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لالة گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هيئتش خوش منظر و رباينده ، رخساره‌اش غرق در هاله‌اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند ، قيافه‌اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار . نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان و فريادش همه گير.  

( خورشيد مغرب ،ص 28)  

 

 

 

 

 

 

«آشنايي بيشتر با امام عصر»(1)  ش 13

كَرُم آن حضرت:

دوست داشتن افراد كريم در نهاد انسانها نهفته و با فطرت آنان آميخته است. فرد كريم كسي است كه پيش از اينكه از او درخواستي شود، مي‌بخشد. در احوالات امام حسن مجتبي(ع) آمده است: يكي از اعراب خدمت آن حضرت رسيد ، هنوز هيچ سخني بر زبان نياورده بود كه امام حسن(ع) فرمود:«هر چه در خزانه هست به او بدهيد. بيست هزار درهم در آن بود كه به مرد دادند. امام‌حسن(ع)خطاب‌به‌آن‌شخص فرمود:

نَحًن اُناسٌ نَوالَنا خَضَلٌ          يُرًنَع فيه اِلرِجالُ وَ الاَمُلُ

ما مردماني هستيم كه بخششمان با خرمي و طراوت است كه مردان و آرزوهاي افراد از آن بر خوردار است. اين صفت ، از صفات بارز قائم(ع) مي‌باشد.

(مكيال المكارم،ج1،ص258)

محبت متقابل آن حضرت و مؤمنان:

در احاديث و رواياتي محبت امام نسبت به مؤمنين و مؤمنات اينگونه نقل شده است:

-امام نسبت به مؤمنين به منزلة والد مهربان و پدري شفيق، بلكه براي آنها از پدر هم مهربان‌تر است.

-شيعيان به منزلة برگ‌هايي براي درخت امامت‌اند.

-امام به خاطر حزن شيعيان محزون و در مصائب آنها متأثر و در بيماري آنها متألّم مي‌گردد.

-امام(ع) در تشييع جنازه مؤمن شركت مي‌كنند.

-امام فريادرس دوستانشان هستند.

-احاديثي هم هست كه حاكي بر،گريستن امام(ع) هنگام گرفتاري دوستانشان است و البته محبت مؤمن نسبت به آن بزرگوار نيز از واجباتي است كه حقيقت اسلام‌و‌قبولي‌اعمال‌با‌آن‌حاصل‌مي‌شود(مكيال المكارم،ج1،ص270)

معجزات آن حضرت:

امام صادق(ع) فرمود:«هيچ معجزه‌اي از معجزات پيغمبران و اوصيا نيست مگر اينكه خداوندتبارك‌و تعالي مثل آن را بر دست قائم ما آشكار مي‌كند، براي‌اتمام حجت بر دشمنان»       (اثبات الهداه،ج7،ص357)

شرافت آن حضرت:

از امام صادق(ع) سئوال شد: آيا قائم(ع) متولد شده است؟ فرمود: نه ولي اگر او را درك مي‌كردم در طول زندگي خدمتش مي‌نمودم.              (بحار الانوار،ج51،ص148)

در اين فرمايش بايد دقت و تأمل كرد تا مبادا به جاي خدمت به آن حضرت در طول زندگي، با كردار ناپسند و گرفتار شمشير مانند، آن حضرت را آزار داد.

سخاوت آن حضرت:

امام باقر(ع) فرمود:«گويا مي‌بينيم كه اين دين شما در خون خود دست و پا مي‌زند و هيچ كس نتواند به شما برگرداند مگر مردي از اهل بيت كه هر سال دوبار بر شما بخشش خواهد كرد و هر ماه دو نوع %