اخبار ویژه
خانه / امور عبادی و معنوی

امور عبادی و معنوی

بسم اللّه الرحمن الرحيم

 

کتب زیر که قابل دانلود نیز هستند در موضوع عبادات هستند که تقدیم مخاطبان می گردد.

توصیه می شودقبل از اینکه  این کتب و جدوالی که در ادامه می آید مطالعه و استفاده نمائید، متن های بعدی را بخوانید تا نگاه به بحث عبادت در شما اهمیت لازم را پیدا کند.

 

آشنایی اجمالی با کتاب مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی (بخش‌های فارسی)

مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی (بخش های فارسی و اعمال ماه‌ها)

المراقبات/ رساله لقاء الله؛ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی

مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی (ادعیه منتخب)

برگزیده متون حدیث ۲؛ صحیفه سجادیه (منبع درسی حوزه دانشجویی)

مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی (بخش زیارات)

مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی (بخش ملحقات و حاشیه)

 

 

 

 

جدول برنامه ریزی عبادی

 

 

 

 

دبیرستان سطح ۱

 

 

 

 

سطح ۲

 

 

 

 

 

فایل جداول عبادی جهت تغییر یا اصلاح

 

۹-۱۰-۹۴کل برنامه ها و سطوح عملی جدولی برنامه عبادی حودان ۹۷-۷

آموزش نماز 

جدول ۲ حوزه

پرواس عبادی اکسل

پرواس عبادی نیم صفحه ای PDF

 

 

اعمال عبادی و مستحبی  ماه های قمری

 

 

نظام‌نامه اخلاقي عبادي

 

 

چ

 

 

 

چکيده. ۸

طرح مسآله و مشکلات عبادي جامعه. ۹

نکات کلي درباره اجراي نظام عبادي – اخلاقي.. ۱۰

طرح مسآله و بررسي مشکلات عبادي افراد و جامعه. ۱۰

تبيين نکات کلي درباره ضرورت طراحي نظام عبادي – اخلاقي.. ۱۰

تعيين و اثبات مقدار و موارد مطلوب عبادت و اخلاق جهت هر فرد. ۱۰

پاسخ به شبهات اين طرح. ۱۱

تبيين اثرات عبادت در زندگي.. ۱۱

استخراج برنامة اخلاقي ـ عبادي مدون و قابل اجرا ۱۱

ايجاد انگيزه و دغدغه و مطالبه عمومي در افراد. ۱۱

تبيين برخي از اصول و راهکارهاي اجرايي برنامه. ۱۱

طراحي برنامه‌هاي جمعي عبادي ـ اخلاقي.. ۱۱

طراحي روند اجرايي و مجريان طرح. ۱۱

بررسي و ايجاد عوامل توفيق و راههاي ورود به عبادت.. ۱۱

بررسي و ايجاد عوامل تقويت اراده ۱۱

تعيين و اثبات مقدار مطلوب عبادت براي هر فرد. ۱۳

آيات.. ۱۳

روايات.. ۱۳

سنت.. ۱۴

عقل.. ۱۵

جمع‌بندي.. ۱۵

پاسخ به شبهات اين طرح. ۱۵

عمل قربة الي الله عبادت است.. ۱۶

از روايت مساوي بودن چهار عمل استنباط نمي شود. ۱۶

شبهه تحصيل علم به جاي عبادت.. ۱۶

سنت علما ۱۷

کار يا درس يا مطالعه دارم. ۱۷

عقب‌ماندن از جامعه و پيشرفت.. ۱۸

تجربيات ناموفق ديگران.. ۱۹

عبادت بدون معرفت.. ۱۹

عملي نبودن و سخت بودن.. ۱۹

تبيين اثرات عبادت در زندگي.. ۲۰

۵۰

 

 

 

 

 

نظام‌نامه عبادي اخلاقي

 

 

 

 

 

چکيده

يکي از اهداف تمدن اسلامي بلکه هدف خلقت اين است که عموم افراد آن به سمت پرستش خدا سوق يابند و از پرستش غير او مثل شيطان‌پرستي، شهوت‌پرستي، دنياپرستي و … اجتناب نمايند؛ با معنويت و اهل طاعت و بندگي خداي متعال شوند و به جاي دين‌گريزي، دين‌پناه شوند لذا هدف ما در اين پژوهش بررسي روش‌هايي جهت افزايش ظرفيت عبادت و معنويت در افراد جامعه خصوصاً در جوانان است. روش مد نظردر اين مقاله نظام‌سازي و ارائه روش‌هايي براي افزايش ظرفيت عبادت در اشخاص است. يافته‌هاي به دست آمده نشان مي‌دهد ضعف ما در راستاي افزايش معنويت و اقبال جوانان به عبادات اين است که در اين راستا نظام و برنامه مدوني تعريف و پياده‌سازي نشده است و براي رفع اين نقيصه بايستي نظامي ويژه عبادت و معنويت در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها تعريف و پياده شود چرا که نيل به اين هدف در سطح جامعه، بوسيله تحول در حوزه و دانشگاه به عنوان مصدر تحولات جامعه امکان‌پذير ميگردد. ما در اين نوشته سعي در تدوين و تعريف اين نظام و برخي راهکارهاي عملي را در اين راستا داريم.

 

 

 

 

 

طرح مسآله و مشکلات عبادي جامعه

تمايز علمي طلاب سطوح پايين و بالاي حوزه‌هاي علميه کاملا واضح است اما تمايز آنها از لحاظ عبادي و پايبندي به عبادات اکثرا بسيار ناچيز است (در حالي كه بايستي طلاب سطح بالاتر عالي باشند) اين كوتاهي در محيطهاي علمي غيرحوزوي بيشتر مي‌شود؛ يعني دانش‌آموزان بعضا تقيدات بيشتري نسبت به دانشجويان در عبادت و دين‌داري دارند و در دانشجوها اين تقيدات بعضا کمتر هم مي‌شود در صورتي که بايد بالعکس بوده و رشد عبادت و معنويت در آنها چشمگير باشد. با كمي بررسي مي‌توان به اين نتيجه رسيد که دليل عدم رشد مناسب در عبادات اين است که برنامه و نظام مشخصي جهت رشد عبادي و اخلاقي در حوزه‌ها، مدارس و دانشگاه‌هاي ما و بالتبع در جامعه ما وجود ندارد.

روند برنامه علمي در حوزه‌هاي علميه، مدارس و دانشگاه‌ها در مجموع مشخص و منظم است و به طورمحسوس، تفاوت علمي پس از هر سال ايجاد مي‌شود اما فارغ‌التحصيلان اين مجموعه‌ها رشد معنوي و عبادي حساب‌شده و منظمي ندارند. فقط عده معدودي که تحت نظارت مستقيم استادي الهي قرار گرفته‌اند و يا شخصا با تلاش و سعيوخطاهاي بسيار نموده‌اند، توانسته‌اند به نتايجي دست يابند و رشد عبادي، معنوي و اخلاقي مناسبي پيدا کنند. البته ناگفته نماند که در حوزه‌هاي علميه روش‌هايي در اين راستا وجود دارد اما درمقايسه با برنامه علمي آنها، نظام‌مند و داراي روند مشخص و کلاسيک و رو به رشدي نيست مثلاً در روند علمي، اگر کسي در يکي از دروسش نمره قبولي کسب نکند در پرونده علمي او ثبت مي‌شود و الزاما بايستي آن درس را در نهايت با نمره قابل قبولي بگذراند و حتي قبولي کامل در مورد برخي دروس، جهت ارتقا به مرحله بعدي الزاميست. اما در عبادات، معنويات و اخلاقيات متاسفانه روند کلاسيک و منظمي به اين شکل وجود ندارد و استادي که مستقيما اين روند و رشد طلاب را نظارت و پشتيباني کند معمولا وجود ندارد. تنها يك کلاس اخلاق در حوزه‌هاتعريف شده است که البته تا حدودي تأثيرگذار است اما مکفي نيست. جديدا معاونت تهذيب در حوزه ها راه اندازي شده که اميدواريم بتواند بخشي از اين کاستي ها را برظرف نمايد.

همچنين برنامه مدون و منظمي كه با توجه به سطح هر طلبه يا دانشجو، قابل رصد باشد به ايشان ارائه نمي‌گردد به طوري که يک طلبه يا دانشجوي سال اول بداند تا آخر سال تحصيلي چه پيشرفت معنوي بايد داشته باشد و مثلا چند رذيله اخلاقي را بايد در اين سال ترک کند و چند رذيله اخلاقي ديگر را در سال بعد ترک کند؛ اولويت ترک کدام رذيله بيشتر از ديگري است و کدام عبادت و حسنات اخلاقي را در سال‌هاي اول و کدام‌ها را در سال‌هاي بعدي بايد انجام دهد و در وجودش تثبيت نمايد، اولويت با کدام است؟ روند پيشرفت يا عدم پيشرفت طلاب و دانشجويان هر سطحي بايد توسط کدام استاد كنترل و پشتيباني شود؟

در نهايت نيز نتيجه كار چگونه رصد شود و در مجموع روند رو به رشدي داشته باشد و تجربيات آن سالانه افزايش يابد؟

با توجه به نبود چنين نظامي که بتواند افراد را گام به گام رشد دهد، در آن اولويت‌ها و شرايط کنوني جامعه در حد ممکن لحاظ شده باشد و قابل رصد باشد؛ احساس نياز چشمگيري در طلاب و دانش‌آموزان يا دانشگاهيان نمي‌شود و حتي متوجه نيستند که عمر گرانمايه مي‌گذرد و از رشد معنوي در اين زمينه عقب مانده‌اند لذا احساس خسراني در عدم آن نمي‌کنند ويا حرکتي در اين راستا شکل نمي‌دهند. اما اگر برنامه مدوني موجود بود، حداقل حُسنش اين بود که فردِ جامانده از اين برنامه مي‌دانست که بايستي عقب ماندگي‌اش را به گونه‌اي جبران کند و احساس اطمينان معنويت نداشت و غرور کاذب در اين زمينه پيدا نکند.

البته ريشه نبودِ نظام و برنامه عبادي اين است که اکثر خواص جامعه به اصل بحث عبادت در زندگي انسان اهميت چنداني نمي‌دهد با اينکه اهميت آن با بيان قرآن در آيات متعدد از جمله«وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» (و جنّ و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند)[۱] و آيه «واعبد ربک حتي يأتيک اليقين» (و پروردگارت را عبادت كن تا يقين تو فرا رسد!)[۲] و برخي ديگر از آيات  معلوم مي‌شود. مع‌الاسف اگر مطرح شود که مثلا يک انسان مومن شايسته است در روز ۶ ساعت عبادت داشته باشد ولو به اندازه ذکري بر لب، اکثريت خواص، اين نکته را اصولا قبول نمي‌کنند چه رسد به اينکه براي رسيدن به اين هدف و اجراي آن گامي بردارند. همه اينها در حالي است که بيشتر محصلين ما همين حالا روزانه اين مدت را در فضاهاي مجازي تلف مي‌کنند و کسي اعتراض يا احساس خسران و اتلاف وقتي نمي‌کند. اين نشان مي‌دهد که دشمنان ما زمان زيادي از جوانانمان را با روش‌هاي گوناگون به سمت اتلاف کشانده‌اند و اين نبوده مگر با برنامه‌ريزي وتلاش بي‌وقفه و اين همان چيزي است که ما بايد بدانيم و در مسير حق استفاده کنيم.

از طرفي نگاه يک سويه به رواياتي همچون «تفکر ساعة افضل من عبادة سنة»[3] نيز باعث هرچه محجورتر شدن عبادت در جامعه شده است با اينکه منکر علم‌آموزي نيستيم و بلکه لازم و ضروري مي‌دانيم اما وجود و ضرورت يک بال براي پرواز دليل کفايت از بال ديگر نمي‌کند.

حال تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل که با وجود چنين مشکلاتي در حوزه‌ها، ديگر بحث وضعيت مدارس و دانشگاه‌هاي ما مشخص مي‌شود.

در اين راستا و با توجه به اين نکات، ضروري دانستيم که براي نظام‌مندشدن بحث اخلاقي-عبادي گامي برداشته شود که از آسيب‌هاي عبادت فردي و بدون نظام بتواند جلوگيري نموده و از طرفي باعث رشد عبادي حساب شده طلاب و دانشجويان و بالتبع افراد جامعه گردد و در مقابل عرفان‌هاي کاذب بايستد. اما با توجه به اينکه نظرات و برنامه‌هاي مختلفي در اين راستا مي‌توان تعريف کرد؛ ما چهارچوب پيشنهادي اين نظام را به همراه نمونه‌اي ارائه مي‌دهيم و از خوانندگان اهل نظر مي‌خواهيم که خود نيز با توجه به نکات ارائه شده، نظامِ مد نظر خود را طراحي و اجرا کنند و البته نظرات سازنده خود را نيز از ما دريغ ننمايند.

 

نکات کلي درباره اجراي نظام عبادي – اخلاقي

براي طراحي اين نظام به نظر مي‌رسد اين مراحل حداقل بايستي طي شود:

 

طرح مسآله و بررسي مشکلات عبادي افراد و جامعه

تبيين نکات کلي درباره ضرورت طراحي نظام عبادي – اخلاقي

تعيين و اثبات مقدار و موارد مطلوب عبادت و اخلاق جهت هر فرد

پاسخ به شبهات اين طرح

تبيين اثرات عبادت در زندگي

استخراج برنامة اخلاقي ـ عبادي مدون و قابل اجرا

ايجاد انگيزه و دغدغه و مطالبه عمومي در افراد

تبيين برخي از اصول و راهکارهاي اجرايي برنامه

طراحي برنامه‌هاي جمعي عبادي ـ اخلاقي

طراحي روند اجرايي و مجريان طرح

بررسي و ايجاد عوامل توفيق و راههاي ورود به عبادت

بررسي و ايجاد عوامل تقويت اراده

 

 

در اينجا سعي مي‌کنيم به بسط و تکميل مراحل فوق بپردازيم و يک نمونه از اين طرح‌ها را ارائه دهيم. البته اصراري بر اين نيست که فقط راهکاري که در اينجا ارائه مي‌شود راهکاري کامل و منحصر به فرد است بلکه از تمامي خوانندگان صاحب‌نظر تقاضا مي‌شود که در ارائه راهکارهاي اجرايي و يا اصلاح آن ها به ما ياري رسانند.

سعي شده اين راهکار با توجه به اصول ديني و آيات و روايات و کتب اخلاقي و راهنمايي‌هاي اساتيد گرانقدر اخلاق و تجارب عملي اساتيد و نويسنده ارائه گردد و در نهايت نيز بايستي از منظر صاحبنظران خصوصا اساتيد گرانقدر اخلاق بگذرد و نواقص آن در حد امکان برطرف شود ان شاءالله تعالي.

 

 

 

 

 

تعيين و اثبات مقدار مطلوب عبادت براي هر فرد

در ابتدا بايد ضرورت بحث عبادت در زندگي مومنين تبيين شود که از ديدگاه ديني ميزان عبادت روزانه ما در چه حدي مي‌تواند باشد و بايد به چه حدي در عبادت برسيم.چرا که مهمترين دليل تقصير و کوتاهي در اين زمينه، عدم تبيين صحيح اين ضرورت است که باعث شده در اين زمينه کوتاهي‌هاي زيادي صورت گيرد.در ابتدا با نگاهي به منابع اصلي ديني، سعي در استخراج اين مهم مي‌نمائيم البتهدر زمينه عبادت آيات و روايات بسياري وجود دارد که بررسي آنها پژوهشي اجتهادي مجزا نياز دارد لذا ما به اشاره‌اي مختصر درحد نياز خود بسنده مي‌کنيم.

آيات

از جمله آيات در اين زمينه آيه «وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ»[4] و آيه «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[5]است از امام صادق (ع) درباره معناي اين آيه پرسيده شد و ايشان در پاسخ فرمودند: خَلَقَهُمْ لِلْعِبَادَةِ و در حديث ديگر فرمودند خَلَقَهُمْ لِيَأْمُرَهُمْ بِالْعِبَادَةِ[۶]

آيات ديگر:

«وَمِنَ اللَّيلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُوداً»[7] و پاسي از شب را (از خواب برخيز و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يک وظيفه اضافي براي توست؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامي در خور ستايش برانگيزد.

«يا ايها الّذين امنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربّكم و افعلوا الخير لعلّكم تفلحون»[8] « اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ركوع كنيد و سجود بجا آوريد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد تا رستگار شويد».

«و ما امروا الاّ ليعبدوا الله مخلصين له الدّين حنفاء و يقيموا الصَّلوه و يؤتوا الزّكوه و ذلك دين القيمَّه[۶] «در حالي كه به آنها دستوري داده نشده بود جز اينكه خدا را پرستش كنند با كمال اخلاص، و از شرك به توحيد بازگردند، نماز را برپا دارند، و زكات را ادا كنند، ‌و اين است آئين مستقيم و صحيح و پايدار.»[9]

از اين آيات ضرورت نقش عبادت  فهميده مي‌شود اما بايستي با دقت بيشتري ميزان عبادت به معناي اصلي آن را اثبات کرد.

 

روايات

در اين زمينه روايات بسياري وجود دارد و اکثر روايات کتبِ عبادي همچون مفاتيح‌الجنان نشان‌دهنده اهميت بحث عبادت است. در اين کتب معمولا اشاره به انجام عبادتي خاص شده است که مؤکدا دستور به عمل به آن شده است. دقت در مجموعه اين روايات نشان مي‌دهد که انجام اين عبادات با اين تاکيدات نيازمند برنامه مستمر عبادي در انسان است تا بتواند به اين روايات عمل کند. در اينجا ما فقط به چند روايت کلي اکتفا مي‌کنيم و درمورد روايات ديگر با توجه به وجود کتب مذکور از اعاده اين احاديث خودداري مي‌کنيم. از جمله رواياتي به اين مضمون داريم که بخشي از زمان روزانه بايستي به عبادت اختصاص يابد:

مثلا در حکمت ۳۷۴ نهج البلاغه مي‌خوانيم: و قال عليه‌السّلام: للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة يناجي فيها ربّه، و ساعة يرمّ معاشه، و ساعة يخلّي بين نفسه و بين لذّتها فيما يحلّ و يجمل، و ليس للعاقل أن يكون شاخصا إلّا في ثلاث: مرمّة لمعاش، أو خطوة في معاد، أو لذّة في غير محرّم. ترجمه: شبانه‏روز مؤمن سه قسمت است: قسمتي كه در آن با پروردگارش راز و نياز كند، و قسمتى كه باصلاح معاش پردازد، و قسمتى كه بلذّت و استراحت روا و آبرومند مشغول شود، و خردمند را نرسد كه سفر كند مگر براى يكى از سه مقصد: اصلاح معاش، يا تحصيل زاد معاد، يا كاميابي بر وجه حلال. برخي علما[۱۰] معتقدند که بر اساس همين روايت ۶ ساعت جهت عبادت و مقدمات و آمادگي هاي آن براي انسان لازم است.

امام موسي كاظم عليه‌السلام مي‌فرمايد: «اجتهدوا في ان يكون زمانكم اربع ساعات ساعة لمناجاة الله و ساعة لامرالمعاش و ساعة لمعاشرة الاخوان و الثقات الذين يعرّفونكم عيوبكم و يخلصون لكم في الباطن و ساعة فيها للذاتكم في غير محرّم، و بهذه الساعة تقدرون علي الثلاث ساعات»[11]؛ سعي كنيد اوقات خود را به چهار بخش تقسيم نماييد؛ بخشي را به مناجات با خداوند متعال و بخشي را به كار و تلاش براي امرار معاش و كسب درآمد و بخش سوم را به روابط اجتماعي و گفت وگو با دوستان و افراد مورد اعتمادتان كه (در جهت رشد و تعالي) عيوب شما را بيان مي‌كنند و در واقع نسبت به شما خالصانه علاقهمند هستند، اختصاص دهيد. بخش چهارم اوقات خود را نيز براي لذت بردن از امور حلال مادي و معنوي قرار دهيد. و با اين بخش چهارم است كه شما مي‌توانيد به سه بخش ديگر رسيدگي كنيد.

به ياد دارم در دوره‌اي که به تحصيل علم اهتمام زيادي داشتم و بيشتر اوقات روزانه خود رابراي موفقيت علمي صرف مطالعه مي‌کردم از يکي از اساتيد اخلاق پرسيدم آيا منظور از اين روايت اين است که شش ساعت در روز عبادت کنيم و ايشان پاسخ دادند بله. سپس پرسيدم آيا تحصيل علم و انجام امور ديگر به نيت قربة الي الله نيز جزء همين شش ساعت محسوب مي‌شود ايشان فرمودند خير منظور خود عبادت في ذاته است مثل خواندن نماز و قرآن و ذکر و … . بسيار تعجب کردم و با لحني گلايه‌آميز گفتم پس با اين احوال ما بايستي روزي شش ساعت عبادت کنيم و ديگران تمام وقت خود را صرف تحصيل علم کنند لذا مسلما موفق‌تر از ما خواهند شد. پاسخ ايشان را هيچگاه فراموش نمي‌کنم که فرمودند مگر شما به خدا و اهل بيت (عليهم السلام) ايمان نداريد و قبول نمي‌کنيد که اگر اينچنين خواسته‌اند موفقيت شما در همين است؟ اگر خدا بخواهد شما را موفق خواهد کرد ولو با تحصيل کمتر و حتي اگر از طريقي که فکر مي‌کنيد نباشدمي‌تواند و خداوند به انجام خواسته خود تواناست.

بعدها عملا صحت سخن ايشان را در زندگي خود و ديگران ديدم و روايات ديگري نيز در تاييد اين سخن يافتم. از طرفي وقتي دقيق‌تر به اين برنامه شش ساعتي انديشيدم به اين نتيجه رسيدم که راه اصلي موفقيت همين است و حتي عقلا نيز همين روش کاراتر است چرا که اين مطلب، برنامه ثابتي براي تمام عمر است نه زمان کوتاهي در دوره‌اي خاص.روايات ديگري نيز در اين رابطه وجوددارد که فعلا از آنها مي‌گذريم.

سنت

روش عبادت اهل‌بيت(عليهم‌السلام) الگوي ماست و همانطور که در فقه داريم قول و فعل و تقرير معصوم(عليه‌السلام) حجت است لذا فعل معصوم (عليه‌السلام) نيز دليل ديگر ماست.برخي آيات و روايات به عبادت معصومين (ع) اشاره دارند از جمله اين آيات که در شان اهل بيت (عليهم السلام) نازل شده: «في بيوتٍ اذن الله ان ترفع و يذکر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو و الاصال» در خانه‌هايي خدا رخصت داده که آنجا رفعت يابد ودر آن، ذکر نام خدا و صبح و شام تسبيح و تنزيه ذات پاک او کنند». پيامبر اکرم (ص) آنقدر عبادت داشتند که آيه نازل شد «طه * ما انزلنا عليک القرآن لتشقي»[12] و يا آيات زير که مي فرمايد: « إن ربـك يـعـلم أنـك تـقـوم أدنى من ثلثى الليل و نصفه و ثلثه»يا عبادت حضرت زهرا (س) که در روايت هست «حتي تورمت قدماه»[13] مشخص است و يا عبادت‌هاي اميرالمومنين(ع) که شبي هزار رکعت نماز مي‌خواند و عبادتهاي آنچناني داشتند. و يا عبادات امام حسن (ع) که بارها به طور پياده و ذکرگويان به زيارت خانه خدا مي‌رفتند و امام حسين (ع) که چندين سال با وضوي نماز عشا نماز صبح را نيز مي‌خواندند و در اين مدت مشغول عبادت بودند و امام سجاد (ع) که زبانزد است و …. که همگي از جايگاه مساله عبادت پرده برمي‌دارد و آيا نه اينکه عمل معصوم(عليه‌السلام) حجت است پس چرا ما چنين عباداتي نداريم و حتي کسري از آن را نيز در خود ايجاد نمي‌کنيم و حتي به اين سو نيز حرکت نمي‌کنيم.

 

عقل

عبادت از نظر عقلي مسئله‌اي فطري است البته در قرآن نيز با آيه فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ [۱۴] اشاره به آن شده است لذا معمولا تمامي افراد در دوره‌اي از زندگي به بحث عبادت با حالت ويژه‌تري برخورد دارند که اگر از اين فرصت‌ها استفاده بهينه گردد موجبات رشد بيشتري مي‌گردد.

ونيز عقل حکم مي کند که شکر خالق  و عبادت او به صورت ويژه انجام گردد.

جمع‌بندي

جمع‌بندي اين بررسي اين است که مقدار مطلوب در عبادت روزانه با مقدمات و لوازم آن ۶ ساعت است اين مقدار واجب فقهي نمي‌باشد بلکه اخلاقيست و ما به دنبال برنامه‌اي هستيم که بتواند برخي افراد را پس از دوره‌اي چندين ساله به ظرفيتي برساند که بتواند ۶ ساعت عبادت روزانه را با لذت و رغبت را انجام دهد و درباره مايقي افراد نيز بتواند ظرفيت عبادت دو ساعت در روز را ايجاد کند و در عمل نيز به واجبات و ملزومات عبادي دين مقيد باشد.

 

پاسخ به شبهات اين طرح

يکي از مشکلات اصلي اين طرح شبهات وارده به اينگونه امور است که باعث شده اصل طرح بر زمين بماند و هيچگاه تئوريزه، عملي و نظام‌مند نشود لذا حتما بايستي چنين شبهاتي در ابتدا پاسخ داده شود تا زمينه و انگيزه‌هاي عملياتي‌شدن آن فراهم گردد. در اينجا به برخي از اين شبهات مي‌پردازيم:

عمل قربة الي الله عبادت است

انجام هرکاري از جمله تحصيل علم براي رضاي خدا و قربة الي الله عبادت به حساب مي‌آيد.

پاسخ اينکه از همان روايات معلوم مي شود که عبادت به معناي عبادت في ذاته مد نظر است والا عبادت را قسيم تحصيل علم نمي‌دانست بلکه ديگر آن را ذکر نمي‌کرد چون با بيان شما تحصيل علم همان عبادت مي‌شود پس ذکر دوباره آن لغو مي‌شود.

از روايت مساوي بودن چهار عمل استنباط نمي شود

سئوال اين است که از کجا معلوم چهار عملي که در روايت آمده اسنت حتما بايستي به ۴ قسمت مساوي باشند بلکه ممکن است يکي بيشتر و ديگري کمتر باشد.

جواب اين است که روايت در مقام بيان است و مي گويد تلاش کنيد زمانتان چهار زمان باشد يعني به ميزان مساوي تقسيم گردد.

 

شبهه تحصيل علم به جاي عبادت

يکي از شبهات مهمي که در ذهن اکثر افراد جامعه هست روايات مربوط به تحصيل علم است که ساعتي تفکر يا تحصيل علم بهتر از هفتاد سال عبادت است پس چرا بايد اين اجر عظيم را رها کرد و به عبادت پرداخت؟

سئوال من اين است که آيا اگر کسي در کسب علم، نمره عالي را کسب کند اما در عبادت نمره قبولي را نگيرد مي‌تواند جواز ورود به سعادتمندي را پيدا کند يا بايد نمره حداقلي عبادت و اخلاق و معاش را داشته باشد تا سعادتمند شود.

جواب ديگر اين است که علم و عمل همچون دو بال هستند و عبادت بخشي از عمل است و پرواز بدون يک بال غيرممکن است و با يک بال ناقص نيز سرعت مناسب را نخواهد داشت و اکثرا قوت بال ديگر نمي‌تواند جبران کننده باشد. مثال ديگر براي تقريب به ذهن حرکت ماشين بر روي چهار چرخ است که اگر يک چرخ آن درست عمل نکند هيچگاه با سرعت مناسب نمي‌تواند حرکت کند ولو اينکه چرخ‌هاي ديگر بيش از حد معمول خوب باشند. حرکت انسان نيز با چرخ‌هاي چهارگانه تحصيل علم، عبادت، کسب معاش و استراحت مي باشد که بدون هر کدام امکان حرکت مناسب وجود ندارد.

ضمنا اين روايات ناظر به زماني است که کسي علم و تفکر را کنار بگذارد و فقط مشغول عبادت بي‌معرفت و جاهلانه شود اما اگر بتوان عبادت عالمانه و با معرفت را انجام داد يا در آن راستا حرکت کرد آيا باز هم کوتاهي در عبادت جايز است؟

پاسخ ديگر اينکه با توجه به اينکه بسياري از علوم و معارف ما در قرآن و ادعيه ما نهفته است و قرائت آنها زمينه تفکر و تدبر در آنها را فراهم مي کند خود عاملي براي افزايش معرفت است بلکه در برخي مواقع بدون آن امکان ندارد و شخصي که روزانه وقت قابل توجهي را براي عبادت مي‌گذارد طبيعتا در محتواي آن نيز تدبر و تعمق بيشتري خواهد کرد تا کسي که اصلا قرآن و ادعيه را نخوانده و نمي‌خواند. از طرفی با توجه به برخی روایات مثل «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و «الوضوء نور» و …  می‌توان فهمیدکه یکی از راه های دستیابی به علم از راه معنویت و عبادت است.

البته ما در ادامه خواهيم گفت که يکي از ممدات عبادت تحصيل علم است و اينها ضرورتا بايستي در کنار هم باشند.

سنت علما

شايد براي برخي اين شبهه پيش آيد که روش و سنت علماي ما اينگونه نيست.

پاسخ اين است که شيوه علماي پيشين ما نيز اينچنين بوده است مثلا در خاطره‌اي از علما شنيدم که فرمودند در دوره جواني جهت خواندن نماز شب به مسجد سهله رفتم و درآنجا مشاهده کردم حدود ۳۰ نفر از طلاب مشغول نماز شب هستند و در قنوت نماز شبشان دعاي ابوحمزه ثمالي را مي‌خوانند.

برخي از حوزه‌هاي علميه با شرطي طلاب را قبول مي‌کردند که هر شب نماز شب بخوانند و روزانه يک جزء از قرآن را تلاوت نمايند. البته اينها همه بجز اعمال روزانه نماز جماعت و … که معمول و مسلم بوده انجام مي‌شده است و اين نشان مي‌دهد که سيره علماي پيشين ما بر عبادت بوده است.

کلامي از رهبر عزيزمان (دام ظله) نيز بيانگر اين مطلب است:

قبل از اذان صبح، چراغهاي زيادي در مدرسه فيضيه روشن بود. طلبه‏ها، نماز شب مي‏خواندند و تهجد و تنفل، براي طلبه‏ها و روحانيون، يک امر عادي بود. امروز، ما بايستي بيشتر به اين مسأله بپردازيم. (سخنراني در جمع طلاب علوم ديني، در مدرسه‏ي فيضيه ۱۱/۹/ ۱۳۶۶) [۱۵]

نافله بخوانيد، قرآن بخوانيد، نماز اول وقت بخوانيد که اين سه چيز، براي طلبه واجب است. نمي‏خواهم بگويم واجب شرعي است؛ واجب وظيفه‏يي و شغلي است. طلبه‏يي که با قرآن انس نداشته باشد، طلبه‏يي که اهل نافله نباشد، طلبه‏يي که نمازش را آخر وقت بگذارد، چيز مهمي را کسر دارد. (سخنراني در مراسم عمامه گذاري، ۱۴/۹/ ۱۳۷۲) [۱۶]

 

کار يا درس يا مطالعه دارم.

در پاسخ به اين شبهه سخني از حضرت آقا (مد ظله) به طلاب در موضوع قرآن مي‌آوريم:

قرآن را مرتب بخوانيد روزي نباشد که شما تلاوت قرآن نکنيد اين که مي‌بينيد روايت است بعضي  ائمه (ع) در ماه رمضان هر سه روز يا هر هفت روز در غير ماه رمضان هر پانزده روز يا هر ده روز يک ختم قرآن مي‏کردند، دليل و فلسفه‏اي دارد ما به قرآن نياز داريم. هيچ‏کاري را بر خواندن قرآن مقدم نکنيد به اين معنا که بناست روزي يک حزب قرآن بخوانيد، آن را با تأمل و تدبر بخوانيد و اگر فرضا ده دقيقه طول بکشد، نگوييد کار يا درس يا مطالعه دارم. هيچ‏کاري، از اين واجب‏تر نيست. اين ده دقيقه يا ربع ساعت را براي خواندن قرآن بگذاريد. من از برادران طلاب خواهش مي‌کنم که اين نکته را فراموش نکنند. هر روز قرآن را با تدبر بخوانيد و هرگز آن را رها نکنيد. (حوزه و روحانيت ج۲، ص ۳۱۴)

 

عقب‌ماندن از جامعه و پيشرفت

يکي از شبهات اين است که با اين حجم عبادت هر انساني از زندگي مادي و پيشرفت مادي ويا علمي عقب خواهد افتاد. اما پاسخ اين است که همان خدايي که ما را آفريده و پيشرفت مادي علمي و معنوي مارا مي‌خواهد همان خداوند متعال از ما خواسته که اين مسير را بپيماييم خود مي‌داند که پيشرفت علمي و مادي نيز از همين راه به دست مي‌آيدو از اين طريق به مقصد مي‌رسيم.

ضمنا همين عبادت يکي از راه‌هاي پيشرفت علمي و غيرعلمي افراد است لذا در برخي آيات و روايات به اين مساله اشاره مي شود. مثلا در آيه: « وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَي الْخاشِعينَ[۱۷]»[18]

در روايات داريم که مي‌فرمايد «أَلْعِلْمُ نُورٌ يَقْذِفُهُ اللّهُ فِى قَلْبِ مَنْ يَشآءُ» «علم، نورى است كه خداوند به قلب هر كس كه بخواهد مى‌افكند»[19] لذا علم به خواندن صرف نيست (و البته به عبادت صرف هم نيست) وبايستي همراه هم باشند که علم حقيقي به دست آيد. از طرفي يکي از عوامل موفقيت انسان کامل بودن اوست و علم با عمل است که کارايي دارد. در اين رابطه از ابن سينا نقل شده که « هر گاه در مسأله متحير مي ماندم، به مسجد مي رفتم و نماز مي خواندم و به مبدع کل و آفريدگار جهان مي ناليدم، باشد که مشکل مرا به من بگشايد و آن سختي را بر من آسان نمايد.»[20]

. مثالي که براي تقريب به ذهن مي‌توان گفت اين است که اگر ماشيني سه چرخ سالم داشته باشد ولي يک چرخ آن خراب باشد هيچگاه نمي‌تواند حتي با سرعت کم هم حرکت کند. اما اگرهمان ماشين چهار چرخ معمولي هم داشته باشد باز هم با سرعت خوبي امکان سير دارد.

تجربيات ناموفق ديگران

يکي از شبهات اين است که ما تاکنون برخي افراد را ديده‌ايم که در وادي عبادت غرق شده‌اند و بعدها کاملا از دين گريزان شده‌اند؟ پاسخ اين است که اولا يک اتفاق براي يک شخص دليل بر بد بودن مسير نمي‌کند. اگر کسي در راه مشهد تصادف کند دليلي نمي‌شود که ديگر کسي به مشهد مقدس مسافرت نکند. و ثانيا نبود برنامه مدون يکي از عواملي است که باعث شده افراد به بيراهه بروند و اين نبايد اصل طرح را به چالش بکشد.

عبادت بدون معرفت

يکي از شبهات اين است که بسياري از افراد عبادت بدون معرفت انجام مي‌دهند و اين همان راه خوارج است و ارزشي ندارد.

پاسخ اين است که ما نگفتيم عبادت بدون معرفت انجام شود يا عبادت بدون تحصيل علم باشد بلکه خواسته اکيد مانيز همين است اما اگر کسي نماز نخواند و عبادتي که لازم بود را به جا نياورد آيا صرف معرفت او را کفايت مي‌کند؟ لذا هم بايد عبادت در جاي خود باشد و هم کسب معرفت که البته معرفت خود با انجام عبادت نيز حاصل مي‌شود و عبادت وسيله‌اي براي کسب معرفت است همانطور که تحصيل علم نيز از وسيله‌هاي کسب معرفت است و خود به تنهايي معرفت نيست. طبيعتا کسي که روزانه يک جزء از قرآن را بخواند در معرض تفکر و تدبر در آيات آن قرار دارد اما کسي که اصلا قرآن و ادعيه را نمي خواند در معرض تدبر معارف عظيم آن نيز قرار نمي گيرد.

عملي نبودن و سخت بودن

اما اينکه چگونه بايد به اين حد از عبادت رسيد و با علاقه شخصي، روزانه زمان زيادي عبادت با معرفت و لذت انجام داد. اين مساله داراي راه و روش است و رفتن از غير راهش باعث زدگي از عبادات خواهد شد و نتيجه عکس مي‌دهد.يکي از راه‌ها اين است که گام به گام و کم‌کم ظرفيت نفس را براي انجام عبادات بالا برد همانطور که نظام علمي و مطالعاتي چنين مي‌کنيم يعني در کلاس اول ابتداي دروس ساده و راحتي به دانش‌آموز آموخته مي‌شود و مدت کمي از او درخواست مطالعه مي‌شود و بعد از طي ۱۲ سال، کم‌کم به ظرفيتي مي‌رسد که مي‌تواند روزانه بيش از ۶ ساعت مطالعه کند و مطالب مشکلي را در اين زمان بخواند، بفهمد و از مطالعه خود لذت ببرد اما اگر از ابتدا دروس دانشگاهي را به او آموزش دهند و بخواهند روزانه ۶ ساعت مطالعه کند از تحصيل علم متنفر خواهد شد.

در اينجا ما با اولويت‌بندي و گام به گام کردن عبادات سعي در ارائه روشي داريم که ظرفيت عبادت را در خود افزايش دهيم و بتوانيم ان‌شاالله به نتايج ويژه مادي و معنوي آن نائل شويم. در اين روش از روش چله‌نشيني و بلکه انجام ساليانه عبادات استفاده خواهيم کرد تا تثبيت و شيرين شدن عبادات را محقق نمايد. قابل ذکر است که اين چله‌نشيني در روايات ما اشاره شده است و داراي نتيجه و برکات فراواني است البته نبايد به چله اکتفا کرد و بايستي مبناي ما تداوم هميشگي در انجام عبادات و رشد معنوي باشد.

پيشنهاد مي‌شود کتب علماي اخلاق همچون امام خميني (ره) و آيت الله ملکي تبريزي و … يا اساتيد زنده اخلاق  بازخواني شود و براي اجرايي شدن آنها نظام تعريف گردد.

 

 

 

 

ان شاء الله ادامه مطالب در آینده ارائه خواهد شد

=========—

 

 

 

[۱] سوره ذاريات،آيه ۵۶

[۲] سوره حجر، آيه ۹۹

[۳] تفسيرالعياشي، ج ۲، ص ۲۰۸

[۴] سوره حجر: آيه ۹۹

[۵] سوره ذاريات: آيه ۵۶

[۶] وسائل الشيعة، ج‌1، ص:۸۴

[۷] سوره اسرا، آيه ۷۹

[۸] سوره حج، آیه ۷۷

[۹] سوره بينه، آیه ۴

[۱۰] از جمله هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله، در کتاب منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة و تكملة منهاج البراعة (خوئى)؛ ج‏21 ؛ ص۴۷۸

[۱۱] تحف العقول، ص ۴۳۳

[۱۲] سوره طه، آیه ۱ و ۲

[۱۳] عبادت فاطمه‌ی زهرا، سلام اللَّه علیها، یک عبادت نمونه است. «حسن بصری» که یکی از عباد و زهاد معروف دنیای اسلام است، درباره‌ی فاطمه‌ی زهرا سلام اللَّه علیها می‌گوید: به قدری دختر پیغمبر عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که «تورمت قدماها». پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محراب عبادت، ورم کرد! امام حسن مجتبی علیه‌الصّلاةوالسّلام می‌گوید: شبی – شب جمعه‌ای – مادرم به عبادت ایستاد و تا صبح عبادت کرد. «حتی انفجرت عمود الصبح». تا وقتی که طلوع فجر شد. مادر من از سر شب تا صبح مشغول عبادت بود و دعا و تضرع کرد.

http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1470&p=3

[۱۴] سوره عنکبوت، آيه ۶۵

[۱۵]http://hozeh.tebyan.net/newindex.aspx/index.aspx?pid=94315

[۱۶]http://hozeh.tebyan.net/newindex.aspx/index.aspx?pid=94315

[۱۷] سوره بقره، آيه ۴۵

[۱۸]منظور از کمک گرفتن از صبر و نماز در کارها چیست؟ چطور این دو عامل به انسان کمک می کنند؟

برای پیشرفت و پیروزی بر مشکلات دو رکن اساسی لازم است: یکی پایگاه نیرومند درونی و دیگر تکیه گاه محکم بیرونی. در قرآن مجید به این دو رکن اساسی با تعبیر «صبر» و «صلوة» اشاره شده است: صبر آن حالت استقامت و شکیبایی و ایستادگی در جبهه مشکلات است و نماز پیوندی است با خدا و وسیله ارتباط با این تکیه گاه محکم.«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ»[1]گر چه کلمه صبر در روایات فراوانی به روزه تفسیر شده است؛ ولی مسلما منحصر به روزه نیست. بلکه ذکر روزه به عنوان یک مصداق بارز و روشن آن است. زیرا انسان در پرتو این عبادت بزرگ اراده ای نیرومند و ایمانی استوار پیدا می کند و حاکمیت عقلش، بر هوس هایش مسلم می گردد.مفسران بزرگ در تفسیر این آیه نقل کرده اند که رسول گرامی اسلام هر گاه با مشکلی روبرو می شد که او را ناراحت می کرد از نماز و روزه مدد می گرفت.[۲]و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: «هنگامی که با غمی از غم های دنیا روبرو می شوید؛ وضو گرفته، به مسجد بروید، نماز بخوانید و دعا کنید. زیرا خداوند دستور داده وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[3]توجه به نماز و راز و نیاز با پروردگار نیروی تازه ای در انسان ایجاد می کند و او را برای رویارویی با مشکلات نیرو می بخشد.در کتاب کافی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:«کَانَ عَلِیٌّ علیه السلام إِذَا هَالَهُ شَیْ‏ءٌ فَزِعَ إِلَی الصَّلَاةِ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ؛  هر گاه امیر المؤمنین علیه السلام از بروز حادثه ناگواری در هراس می‏شد؛ به نماز و راز و نیاز با حق می‏پرداخت. سپس این آیه را تلاوت می فرمود: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[4]

آری نماز انسان را به قدرت لا یزالی پیوند می دهد که همه مشکلات برای او سهل و آسان است و همین احساس، سبب می شود که انسان در برابر حوادث نیرومند و خونسرد باشد».[5]صبر باعث تقویت اراده انسان شده و عدم موفقیت را شکست، فرض نمی کند؛ بلکه آن را تجربه جدید و چراغی روشن برای ادامه مسیر زندگی می بیند. انسان با نماز و توکل بر قدرت نامحدود خداوند تکیه زده و وابستگی به مادیاتش کمتر می شود که این امر موجب آرامش خاطر می گردد. کسانی که آرامش روحی و روانی دارند در برابر مشکلات مقاوم و از شکست ها دلسرد و ناامید نمی شوند. اگر صبر نباشد؛ هیچ یک از احکام الاهی مثل نماز، روزه، حج و. .. اجرا نمی شد و اخلاق از جامعه رخت بر می بست.خداوند در آیه «وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[6] به مؤمنان می گوید: برای موفقیت و پیروزی از دو نیروی صبر و نماز کمک بگیرید. زیرا انسانی که در برابر حوادث گوناگون قرار بگیرد؛ در صورتی می تواند ایستادگی کند و از پا در نیاید که اولاً از قدرت صبر، پایمردی، استقامت و پایداری کمک بگیرد و ثانیاً به تکیه گاهی تکیه کند که از هر جهت نامحدود و بی انتها باشد و نماز وسیله ای است که او را با چنین مبدأیی مربوط می سازد. از این راه می تواند با روحی مطمئن و آرام، امواج سهمگین مشکلات را درهم بشکند.این آیه در واقع انسان مؤمن را به دو اصل سفارش می کند: یکی اتکا به نفس و خود یاری که از آن به صبر یاد شده است و دیگری اتکای به خداوند که نماز، مظهر آن است.این آیه بدین معناست که هر گاه با سختی و مشکلی مواجه شدید اولاً استقامت کنید و تسلیم مشکل نشوید و ثانیاً به وسیله نماز رابطه خود را با خداوند بر قرار کنید. چرا که اگر کسی دل به آن منبع بی نهایت ببندد و به او متصل شود؛ از ناملایمات نخواهد هراسید.

پی نوشتها:

[۱] بقره، ۱۵۳٫[۲] مجمعالبیان،ذیلآیهموردبحث.[۳] همان.[۴] کافی،ج‏3،ص ۴۸۰٫[۵] تفسیرنمونه،ج‏1،ص ۲۱۹- ۲۱۸[۶]بقره، ۴۵٫

http://www.hawzah.net/fa/Question/View/64025/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA

[۱۹] مصباح الشريعة، ص ۱۶٫ نيز ر.ك: منيةالمريد، ص ۱۴۸و ۱۶۷؛ بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۴؛ مشكاةالانوار، ص۳۲۵٫

[۲۰]http://www.ghadeer.org/Book/1555/245925

یک نظر

  1. به نام خدا

     با سلام لطفا مطالب فوق رابه صورت پی دی اف اهم بگذارید. در ضمن در این بخش اعلام نظرات نمی توان مطالب فارسی وانگلیسی را کنارهم نوشت. لطفا اصلاح کنید.ممنون. خدا توفیقتان را روزافزون کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*